« ان عادوا لك فعد بما قلت » ،
يعنى : اگر بار ديگر تو را گرفته و شكنجه كردند گفتههايت بگو تا از دستشان خلاص شوى اين مطلب در كتب ديگرى نيز نقل شده است ناگفته نماند :
1 - به مضمون آيهء شريفه ، تقيه و اكراه حكم شخص را عوض مىكند و پيش خدا معذور است چنان كه در ذيل آيهء 28 آل عمران گفته شد .
در تفسير عياشى از امام صادق عليه السّلام نقل شده كه مىفرمود :
« قال رسول اللَّه صلى اللَّه عليه و آله رفعت عن امتى اربعة خصال : مال اخطئوا و ما نسوا و ما اكرهوا عليه و ما لم يطيقوا و ذلك فى كتاب اللَّه . . . الا من اكره و قلبه مطمئن بالايمان . . . »
در اين زمينه رواياتى نيز در ناسزا گفتن به امامان عليهم السّلام نقل شده است .
2 -
مَنْ كَفَرَ بِاللَّهِ . . .
شرط است و جواب آن از ذيل آيه فهميده مىشود تقدير آن « من كفر باللَّه من بعد ايمانه فعليهم غضب من اللَّه و لهم عذاب عظيم » است ضمير جمع راجع است به « من » موصول كه در معنى جمع است
إِلَّا مَنْ أُكْرِهَ
استثنا است از « من » ، يعنى مگر كسى كه به كفر مجبور شود و كلمات كفر بگويد در حالى كه قلبش با ايمان آرام است و فقط به زبان كفر مىگويد ، آن گاه در تكميل آن فرموده اما آن كس كه فقط به زبان نمىگويد بلكه سينهاش را با كفر وسعت بخشيده و كفر را در آن جاى داده است و به آن راضى است و آن را قبول كرده است .
به نظر الميزان جواب شرط
فَعَلَيْهِمْ غَضَبٌ
در لفظ آيه است ،
إِلَّا مَنْ أُكْرِهَ
وَ لكِنْ مَنْ شَرَحَ . . .
در حكم اين است كه بگوئيم : منظور از « من كفر » مجبور شونده نيست بلكه كسى است كه كفر را قلبا قبول كرده است ( اين سخن حقى است ) نكره آمدن « غضب » حكايت از بزرگ بودن دارد .
107 -
ذلِكَ بِأَنَّهُمُ اسْتَحَبُّوا الْحَياةَ الدُّنْيا عَلَى الْآخِرَةِ وَ أَنَّ اللَّهَ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الْكافِرِينَ