حالت استعاذه در نفس و باطن است كه
أَعُوذُ بِاللَّهِ . . .
حاكى از آن حالت است .
در تفسير عياشى از امام صادق عليه السّلام نقل شده كه حلبى از آن حضرت پرسيد :
آيا در هر سورهاى كه شروع مىكنيم اعوذ باللّه بگوئيم ؟ فرمود : آرى به خدا از شيطان رجيم پناه ببر « 1 » آمدن فاء در « فاذا » ظاهرا براى نتيجهگيرى از آيات سابق مىباشد .
99 -
إِنَّهُ لَيْسَ لَهُ سُلْطانٌ عَلَى الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَلى رَبِّهِمْ يَتَوَكَّلُونَ
از اين آيه معلوم مىشود كه پناه بردن به خدا عبارت اخراى توكل بر خداست ، آرى آنكه خدا در يادشان باشد شيطان از آنها دور مىشود و شيطان بر آنها تسلّطى ندارد ، آنها مصداق « عبادى » هستند كه خدا فرموده :
إِنَّ عِبادِي لَيْسَ لَكَ عَلَيْهِمْ سُلْطانٌ
حجر / 42 .
100 -
إِنَّما سُلْطانُهُ عَلَى الَّذِينَ يَتَوَلَّوْنَهُ وَ الَّذِينَ هُمْ بِهِ مُشْرِكُونَ
يعنى فقط تسلّط شيطان بر كسانى است كه او را سرپرست خود مىدانند و از وساوس او پيروى مىكنند و به واسطهء پيروى او بر خدا شرك مىآورند جملهء
وَ الَّذِينَ هُمْ بِهِ مُشْرِكُونَ
تفسير « يتولونه » است و حاكى است كه تولى شيطان شرك است .
101 -
وَ إِذا بَدَّلْنا آيَةً مَكانَ آيَةٍ وَ اللَّهُ أَعْلَمُ بِما يُنَزِّلُ قالُوا إِنَّما أَنْتَ مُفْتَرٍ بَلْ أَكْثَرُهُمْ لا يَعْلَمُونَ
يعنى : هر آيهاى را به جاى آيهاى عوض بگيريم خدا مىداند كه از روى مصلحت اين كار را انجام مىدهد ، ولى مشركان مىگويند كه به خدا دروغ
هامش
( 1 )
عن ابى عبد اللَّه ( ع ) قال سألته عن التعوذ من الشيطان عند كل سورة نفتتحها ، قال : نعم فنعوذ باللّه من الشيطان الرجيم . . .