تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 501

مساهمون:

ص٥٠١
دستورهاى آن حضرت نسبت به موضوعات متغير در مكه رخ داده باشد ، چون چنين چيزى مىديدند مىگفتند : بر خدا دروغ مىبندى در جواب آمده : خدا اين كار را به مصلحت انجام مىدهد و آن را جبرئيل مىآورد ، تو را در آن دخلى نيست . نقل است كه در مكه كسى از اهل روم بود كه مقدارى از تاريخ مىدانست مشركان گفتند كه قرآن را او به آن حضرت تعليم مىدهد . در جواب آمده : زبان آن كس غير فصيح است و اين قرآن ، بيان فصيح و روشن است ، اين كار از او ساخته نيست و پيامبر اگر از او ياد گرفته و در قالب فصيح در آورده باشد خدا او را موفق نمىكند ، پس او از جانب خود نياورده است . در شش آيه بعدى ، آنهايى كه به خاطر اميال مادى از دين برگردند ، تهديد شده‌اند و آنهايى كه تقيه كرده‌اند مجاز شده‌اند ، و نيز مهاجرين و مجاهدين در راه خدا ، مورد مدح قرار گرفته‌اند . 98 -
فَإِذا قَرَأْتَ الْقُرْآنَ فَاسْتَعِذْ بِاللَّهِ مِنَ الشَّيْطانِ الرَّجِيمِ
اين آيه در رابطه با آنست كه رسول خدا و هر مؤمن در وقت خواندن قرآن از وسوسه شيطان به خدا پناه ببرد ، به نظر مىآيد آن دو تا علّت داشته باشد يكى آنكه شيطان به انسان غفلت و نسيان مىآورد ، در نتيجه قرآن را بدون توجه به معانى آن مىخواند ، مثل :
اسْتَحْوَذَ عَلَيْهِمُ الشَّيْطانُ فَأَنْساهُمْ ذِكْرَ اللَّهِ
مجادله 19 ، ديگرى آنست كه شيطان راجع به مضامين قرآن مخصوصا در زمينه آيات قيامت و مانند آن كه ثقيل الهضم هستند شايد به انسان وسوسه بياورد ، اما در صورت پناه بردن به خدا از اين دو امر در امان خواهد بود ، شايد قيد « رجيم » براى آن باشد كه شيطان چنان كارى را خواهد كرد . منظور از استعاذه ، گفتن اعوذ باللّه من الشيطان الرجيم نيست بلكه ايجاد