به آن بسيار اهميت داده شده است .
90 -
إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَ الْإِحْسانِ وَ إِيتاءِ ذِي الْقُرْبى وَ يَنْهى عَنِ الْفَحْشاءِ وَ الْمُنْكَرِ وَ الْبَغْيِ يَعِظُكُمْ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ
مراد از عدل آنست كه در روابط اجتماعى هميشه عدالت و انصاف را پيشه خود سازيم ، احسان آنست كه آنچه بتوانيم نسبت به ديگران نيكى كنيم على هذا اين دو هر يك موضوع مستقلّى هستند .
در صافى از على عليه السّلام نقل شده : « الاحسان » به علّت اهميت حقوق اقارب است كه در آيات ديگرى نيز بالاستقلال مطرح شده است مانند :
وَ آتِ ذَا الْقُرْبى حَقَّهُ وَ الْمِسْكِينَ وَ ابْنَ السَّبِيلِ
اسراء / 26 .
لفظ « المنكر » نشان مىدهد كه مراد از فحشاء كارهاى بسيار زشت است ، ذكر بغى و تجاوز بالاستقلال ، براى اهميت آن است تأثير اين دستورها در صلاح جامعه بر همه روشن است در الميزان از در منثور از عثمان بن ابى العاص نقل شده گويد : نزد رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله بودم ، چشمش را خيره كرد و فرمود : جبرئيل پيش من آمد و امر كرد اين آيه را در اين موضع از سوره بگذارم .
در مجمع البيان از عثمان بن مظعون نقل شده كه من از شرم از رسول خدا مسلمان شدم ، كه بيشتر اسلام را بر من عرضه مىكرد ، اسلام هنوز در دل من استقرار نيافته بود ، روزى در نزد آن حضرت بودم كه چشمش را به آسمان دوخت و فرمود در حالى كه با تو سخن مىگفتم جبرئيل را در هوا ديدم كه اين آيه را براى من آورد
إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَ الْإِحْسانِ
همهء آن را بر من خواند ، اسلام در قلب من قرار گرفت پيش ابو طالب عموى آن حضرت آمدم و اين آيه را خبر دادم ، ابو طالب پس از شنيدن آن فرمود : اى آل قريش از محمّد پيروى كنيد تا هدايت شويد كه او شما را جز به اخلاق نيك دعوت نمىكند آن گاه پيش وليد بن