فحشاء : فحش و فحشاء و فاحشه هر قول و فعلى است كه قبح آن بزرگ باشد ، زمخشرى قبيح خارج از حد گفته است ، در قرآن به زنا و لواط و تزويج نامادرى اطلاق شده است ( قاموس قرآن ) .
بغى : بغى در اينجا به معنى ظلم و تجاوز است « منكر » : ناپسند .
توكيد : وكد و توكيد : محكم كردن . اين لفظ فقط يك بار در قرآن آمده است .
ايمان : ( بفتح اول ) ؛ سوگندها . مفرد آن يمين است ، فيومى در مصباح گفته به قولى سوگند را از آن يمن گفتهاند كه عرب وقت پيمان بستن و هم سوگند شدن دست راست يكديگر را مىفشردند .
كفيل : ضمانت ، عهدهدار شدن بر مال ، كفالت ، عهدهدار شدن بر انسان است كفيل : عهدهدار بر انسان . خدا بر من كفيل يعنى عهدهدار است .
نقضت : نقض : شكستن . خواه ظاهرى باشد مثل شكستن استخوان و خواه معنوى ، مانند شكستن پيمان .
انكاث : نكث : شكستن و آن مثل نقض است در قرآن مجيد همه جا در شكستن عهد به كار رفته است . نكث ( بكسر - ن ) : چيزى است كه پس از تابيده شدن باز شده باشد جمع آن انكاث است يعنى :
بازشدهها ، تكه تكهها . انكاثا در آيه به جاى « جعلها انكاثا » است .
غزلها : غزل ( بر وزن عقل ) : تابيدن و تابيده . اسم و مصدر هر دو آمده است .
دخلا : دخل ( بر وزن شرف ) : كنايه از فساد است . راغب گويد : فسادى
تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 490
مساهمون: على اكبر قرشى بنابى
ص٤٩٠