تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 471

مساهمون:

ص٤٧١
دَرَجاتٍ لِيَتَّخِذَ بَعْضُهُمْ بَعْضاً سُخْرِيًّا
زخرف / 32 ، برترى در رزق يك دفعه آنست كه ثروت يكى از ديگرى زياد باشد و يك دفعه آنست كه يكى مستقل در تصرف باشد ديگرى نه مانند آقا نسبت به برده‌اش و پدر نسبت به فرزندانش منظور از تفضيل در آيه قسم دوم است صدر آيه راجع به توحيد است . و
فَمَا الَّذِينَ . . .
براى تاكيد آنست يعنى دليل اين تفضيل و برترى آنكه شخص ، خودش را مالك مىداند و حاضر نيست به مملوك خود بدهد و از مالكيت خود دست بردارد ، پس نعمت خدا را تكذيب نكنيد و آن را از خدا و از دلائل توحيد بدانيد نه اينكه مثل قارون بگوئيد :
إِنَّما أُوتِيتُهُ عَلى عِلْمٍ عِنْدِي
قصص / 78 . گويند جمله
فَهُمْ فِيهِ سَواءٌ
نتيجه است بر نفى در
فَمَا الَّذِينَ . . .
، يعنى : برترى يافتگان كه به بردگان خود نان مىدهند رزق خود را به آنها نمىدهند بلكه رزق خدا را مىدهند على هذا آنها و بردگان در رزق مساوى مىباشند . الميزان اين سخن را قبول ندارد و گويد : آن مخالف
وَ اللَّهُ فَضَّلَ بَعْضَكُمْ . . .
است كه مىرساند رزق مال آنها است و ديگران حقى ندارند و نيز با
أَ فَبِنِعْمَةِ اللَّهِ يَجْحَدُونَ
درست در نمىآيد كه مىرساند رزق ، نعمت مخصوص آنهاست آن گاه
فَهُمْ فِيهِ سَواءٌ
را قيد منفى گرفته است كه چنين مىشود : آنهايى كه برترى يافته‌اند حاضر نيستند از مالكيت خود صرف نظر كرده و رزق خود را به بردگان برگردانند تا برابر باشند ، قول الميزان دقيق و قابل قبول است على هذا در آيه ، اين سخن كه رزق برده به عهده آقا است ، مطرح نيست : 72 -
وَ اللَّهُ جَعَلَ لَكُمْ مِنْ أَنْفُسِكُمْ أَزْواجاً وَ جَعَلَ لَكُمْ مِنْ أَزْواجِكُمْ بَنِينَ وَ حَفَدَةً وَ رَزَقَكُمْ مِنَ الطَّيِّباتِ أَ فَبِالْباطِلِ يُؤْمِنُونَ وَ بِنِعْمَتِ اللَّهِ هُمْ يَكْفُرُونَ
اين آيه نيز از دلائل توحيد است و روشن مىكند كه دست‌اندركار و اداره كننده ، خداست و بايد به او روى آورد ، خدا از جنس خودتان براى شما همسران
تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 471 | على اكبر قرشى بنابى