تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 468

مساهمون:

ص٤٦٨
همان ميوه‌ها و مشتقات آنهاست به دست مىآورند ، عجبا ! ! از هيزم خرماى شيرين خارج مىشود ، اين صنعت عظيم ناشى از كدام مشيت و اراده است ؟ ! سكر چنان كه در كلمه‌ها گفته شد به معنى شراب و مست كننده است ، اخذ شراب از خرما و انگور دليل بر حلال بودن و ممدوح بودن آن نيست ،
رِزْقاً حَسَناً
نيز حاكى از ناپسند بودن شراب است ، بلكه نظر آيه فقط به اتخاذ شراب و مسئلهء تخمير است كه خود نظمى از نظم جهان است ، لازم نيست در اينجا از نسخ حكم صحبت شود گر چه تحريم رسمى خمر در مدينه واقع شده و اين آيه مكى است ، چون در اينجا از مباح بودن سخنى نيست . در الميزان فرموده :
وَ مِنْ ثَمَراتِ النَّخِيلِ . . .
جمله اسميه ، عطف است بر
وَ اللَّهُ أَنْزَلَ . . .
و در آن « ما » يا « شىء » مقدر است يعنى : « و من ثمرات النخيل و الاعناب شىء تتخذون منه سكرا » و يا جملهء فعليّه و عطف بر
وَ اللَّهُ أَنْزَلَ . . .
است و تقدير آن « و خلق لكم من ثمرات النخيل . . . » قومى كه تعقل مىكنند و از محسوس به غير محسوس پى مىبرند مىتوانند از اين نظم به آورندهء نظام پى ببرند . لفظ « منه » راجع است به « ما ذكر » . 68 -
وَ أَوْحى رَبُّكَ إِلَى النَّحْلِ أَنِ اتَّخِذِي مِنَ الْجِبالِ بُيُوتاً وَ مِنَ الشَّجَرِ وَ مِمَّا يَعْرِشُونَ
دليل ديگرى از دلائل توحيد و آن خلقت زنبور عسل و عسل ساختن آن است ، لفظ « اوحى » نشان مىدهد كه خداوند اين مأموريت را به اين حشره داده است و از دست ديگر حشرات ساخته نيست ، اين وحى و تفهيم ذاتى و غريزى يكى از دلائل توحيد و تأثير ارادهء خدا در جهان و تأمين زندگى است . منظور از « يعرشون » ظاهرا كندوهاست كه به دست انسانها ساخته مىشود « 1 » .
هامش
( 1 ) در بعضى از روايات نحل به رسول خدا ص ، جبال بر قريش ، شجر بر عرب ، و در بعضى نحل بر امامان ( ع ) تطبيق شده است :