كثرت اندوه صورتش سياه مىشد و آثار حزن در چهرهاش آشكار مىگرديد و پر از خشم مىشد .
59 -
يَتَوارى مِنَ الْقَوْمِ مِنْ سُوءِ ما بُشِّرَ بِهِ أَ يُمْسِكُهُ عَلى هُونٍ أَمْ يَدُسُّهُ فِي التُّرابِ أَلا ساءَ ما يَحْكُمُونَ
خود را ننگين مىدانست ، و از ديگران خود را پنهان مىكرد و آن گاه فكر مىكرد كه آيا به خوارى تن در دهد و نگاه دارد و يا زنده به گورش كند ، بدانيد كه بد قضاوت مىكنند و عادت بدى را معمول مىدارند مگر آفريده شدن در دست دختر است كه پسر زائيده شود ، مگر بدون وجود دختران نسل انسان باقى مىماند ؟ آفرين بر اسلام كه اين بدعتهاى غلط را كوبيد .
در روايت هست كه مردى از عربها در محضر رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله بود كه به او خبرى آوردند ، چهرهء مرد از شنيدن آن سرخ گرديد ، حضرت فرمود چه خبر بود ؟ گفت : از خانه خارج شدم ، زن در حال وضع حمل بود ، خبر آوردند كه دختر زائيده است . حضرت فرمود : زمين او را حمل مىكند . آسمان بر او سايه مىافكند ، خدا روزيش مىدهد و او گلى است كه تو مىبويى يعنى نبايد چنين ناراحت باشى .
60 -
لِلَّذِينَ لا يُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ مَثَلُ السَّوْءِ وَ لِلَّهِ الْمَثَلُ الْأَعْلى وَ هُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ
اين آيه در رابطه با مطالب بالا ، مخصوصا در رابطه با
وَ يَجْعَلُونَ لِلَّهِ الْبَناتِ
است و روشن مىكند كه كارهاى ناشايست آنها و از جمله ، نسبت دادن دختران به خدا ، در اثر عدم ايمان به آخرت است ، يعنى : صفات به دو كارهاى ناشايست براى آنهاست كه ايمان به آخرت ندارند و زيبندهء آنهاست به عبارت ديگر فقر ، احتياج به فرزند ، احتياج به يارى و مانند آن از آن آنهاست و براى خداست