الكذب : كذب ( بر وزن جسر ) : دروغ گفتن و به فتح كاف و كسر ذال :
دروغ .
لا جرم : لا بد ، لا محاله ، ناچار .
مفرطون : فرط : تقدم و جلو افتادن افراط : تجاوز بيشتر ، تفريط كوتاهى و تقصير بيشتر . « مفرطون » به صيغهء مفعول : جلو افتادگان .
شرحها
در اين آيات مقدارى از بدعتهاى مشركان نقل شده است ، از جمله اينكه مىگفتند : فلان مقدار از كشت ، مال معبودهاى ماست به خدا نسبت دختران مىدادند ، دختر را عار و ننگ مىدانستند و از شنيدن ولادت آن پر از خشم مىشدند و به فكر زنده بگور كردن مىافتادند خدا كارش بر مهلت است و گرنه معاقب مىشدند ، شيطان اعمال بد مشركان را در نظرشان آراسته است ، پيامبران براى اصلاح انسانها آمدهاند ، اين افسانهها و بدعتها سرگرمشان كرده و از درك واقعيات محرومشان كرده بود ، پيامبران چراغ هدايت به دست ، انسان را به ترك افسانهها و درك واقعيات مىخواندند .
56 -
وَ يَجْعَلُونَ لِما لا يَعْلَمُونَ نَصِيباً مِمَّا رَزَقْناهُمْ تَاللَّهِ لَتُسْئَلُنَّ عَمَّا كُنْتُمْ تَفْتَرُونَ
به نظر مىآيد مراد از « يجعلون » همانست كه در سورهء انعام / 136 گذشت
وَ جَعَلُوا لِلَّهِ مِمَّا ذَرَأَ مِنَ الْحَرْثِ وَ الْأَنْعامِ نَصِيباً فَقالُوا هذا لِلَّهِ بِزَعْمِهِمْ وَ هذا لِشُرَكائِنا فَما كانَ لِشُرَكائِهِمْ فَلا يَصِلُ إِلَى اللَّهِ . . .
كه مقدارى از كشت را مال معبودها دانسته و براى آنها صرف مىكردند ، واو در
وَ يَجْعَلُونَ
ظاهرا براى استيناف است ، مراد از « لما » اصنام و فاعل
لا يَعْلَمُونَ
ظاهرا « لما » است باعتبار معنايش