تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 447

مساهمون:

ص٤٤٧
از « ما نزل » معلوم مىشود كه منظور از انزال به پيامبر انزال به مردم است ، علّت نزول بر پيامبر همان تبيين براى مردم است ( گويى اگر به خود مردم نازل مىشد روشن نمىگشت ) و آن گهى نازل كردن بر تو دليل حق بودن نبوت و قرآن است ، زيرا مشركان مدت چهل سال در مكه با تو بوده و چنين چيزهايى از تو نديده بودند و بعد از چهل سال كه تو را در چنين كلمات ديدند مىدانند كه آن از جانب تو نيست بلكه از جانب خداست در آيهء ديگر اين مطلب چنين آمده است :
قُلْ لَوْ شاءَ اللَّهُ ما تَلَوْتُهُ عَلَيْكُمْ وَ لا أَدْراكُمْ بِهِ فَقَدْ لَبِثْتُ فِيكُمْ عُمُراً مِنْ قَبْلِهِ أَ فَلا تَعْقِلُونَ
يونس / 16 . 45 -
أَ فَأَمِنَ الَّذِينَ مَكَرُوا السَّيِّئاتِ أَنْ يَخْسِفَ اللَّهُ بِهِمُ الْأَرْضَ أَوْ يَأْتِيَهُمُ الْعَذابُ مِنْ حَيْثُ لا يَشْعُرُونَ
اين آيه و دو آيهء بعدى تهديدى است براى مشركان ، يعنى : حالا كه معلوم شد رسالت يك امر عادى از كارهاى خداست و مىتوانند از اهل كتاب بپرسند و حال تو ، دليل حق بودن رسالت تو است ، آيا مشركان در صورت قبول نكردن خاطر جمع هستند از اينكه عذاب خدا آنها را دريابد . « مكروا » به معناى « عملوا » است ، گويى به علّت آنكه آن كارها ، تدبير در متوقف كردن دعوت آن حضرت بود ، مكر ناميده شده است ، منظور از خسف زلزله و زير و رو شدن زمين و رفتن آنها به زير خاك است ، يا عذاب ديگرى كه بىخبر آنها را بگيرد . 46 و 47 -
أَوْ يَأْخُذَهُمْ فِي تَقَلُّبِهِمْ فَما هُمْ بِمُعْجِزِينَ . أَوْ يَأْخُذَهُمْ عَلى تَخَوُّفٍ فَإِنَّ رَبَّكُمْ لَرَؤُفٌ رَحِيمٌ
دو رقم ديگر از عذاب تهديد شده است فاعل هر دو « يأخذ » خداست اول آنكه خدا آنها را در حين تقلّب و انجام دادن كارهاى زندگى بگيرد نظير
أَ وَ أَمِنَ أَهْلُ الْقُرى أَنْ يَأْتِيَهُمْ بَأْسُنا ضُحًى وَ هُمْ يَلْعَبُونَ
اعراف / 98 ، بعضىها احتمال