دادهاند كه اخذ در تقلّب آنست كه در همان كارهاى روزانه ، نعمت را بر آنها نقمت نمايد ، دوم آنكه خدا آنها را با تخوف بگيرد ، بنا بر آنچه در كلمهها گفتهها شد ، تخوف مقابل
مِنْ حَيْثُ لا يَشْعُرُونَ
است اخذ با تخوف ظاهرا آنست كه آمدن بلا را قبلا بدانند و نتوانند فرار كنند مانند : « احسوا » در آيهء
فَلَمَّا أَحَسُّوا بَأْسَنا إِذا هُمْ مِنْها يَرْكُضُونَ
انبياء / 12 ، جملهء
فَما هُمْ بِمُعْجِزِينَ
در آيهء اول حاكى است كه اگر بخواهد آنها از مشيت خدا جلوگيرى نتوانند كرد ، گويند : تخوف به معنى تنقّص است و آن گرفتار شدن با نقص نعمتهاست يكى پس از ديگرى به طور تدريج . جملهء :
رَبَّكُمْ لَرَؤُفٌ رَحِيمٌ
به نظر مىآيد بدان معنى است كه خدا مىتواند با يكى از اين راهها شما را بگيرد ولى رأفت و رحمت او سبب شده كه شما را مهلت دهد ، به نظر بعضى : قسم اخير آسانترين عذابهاى چهارگانه است ، لذا مناسب است كه اشاره به رحمت شود كه منتقل شدن از عذاب شديد به عذاب خفيف از مصاديق رحمت است .
48 -
أَ وَ لَمْ يَرَوْا إِلى ما خَلَقَ اللَّهُ مِنْ شَيْءٍ يَتَفَيَّؤُا ظِلالُهُ عَنِ الْيَمِينِ وَ الشَّمائِلِ سُجَّداً لِلَّهِ وَ هُمْ داخِرُونَ
اين آيه و دو آيهء بعدى در زمينهء خضوع اجسام و جنبندگان و ملائكه نسبت به خداست ، خضوع ، ملائكه اختيارى و تشريعى و سجود جنبندگان و اجسام ، تكوينى و ذاتى است ، منظور از سجود افتادن بر زمين نيست بلكه خضوع و انقياد به ارادهء حق تعالى است ، ارادهء خدا در آنها جارى است و خدا هرطور خواسته از خواست او پيروى مىكنند ، مثلا خدا خواسته ، چشم انسان در كلهاش باشد ، خدا خواسته مرغ تخم زايد نه بچّه ، خدا خواسته درخت سيب ، سيب دهد نه بادام ، اين ارادهء خدا در آنها جارى است و از خدا اطاعت مىكنند .
در اين آيه به مسئله ، حركت سايههاى اجسام اشاره شده كه سايهها در