خواهند گفت كه در گذشته نوح ، ابراهيم ، موسى و عيسى عليهم السّلام مبعوث شدهاند و اين كار عادى جهان خلقت است .
ناگفته نماند : در آن روز اگر چه يهود و نصارى در مكه ساكن نبودند ولى مشركان و مؤمنان از وجود آنها آگاهى داشتند و مىدانستند كه آنها به وجود پيامبران قائلند در اين صورت به جاست كه قرآن آنها را خطاب كرده و فرمايد :
از آنها بپرسيد .
آن وقت در آيات اشاره شده به اينكه مشركان مانند مؤمنان از حول و قوهء خدا استفاده مىكنند و از خود استقلالى ندارند و اگر خدا بخواهد تار و مارشان مىكند ، همهء موجودات جهان در اختيار خدا هستند و از خدا فرمان مىبرند ، شما وقتى كه به فشار مىافتيد از روى آوردن به خدا ناگزير مىشويد ، پس از بر طرف شدن فشار باز به حالت اول بر مىگرديد ، بدانيد كه بلاى درهم شكنندهاى در كمين شما است .
41 -
وَ الَّذِينَ هاجَرُوا فِي اللَّهِ مِنْ بَعْدِ ما ظُلِمُوا لَنُبَوِّئَنَّهُمْ فِي الدُّنْيا حَسَنَةً وَ لَأَجْرُ الْآخِرَةِ أَكْبَرُ لَوْ كانُوا يَعْلَمُونَ
در ضمن بررسى حالات مشركان اشاره به مهاجرت ظاهرا از براى تشويق مسلمانان بوده است و اين نشان مىدهد كه آيات در نزديكهاى هجرت نازل شده است ، اگر مقدمهء هجرت به حبشه نبوده باشد .
به هر حال اين آيه نويد مىدهد كه هجرت در راه خدا و براى خدا ، منجر به نجات و فراخى مىشود ظاهرا منظور فراخى در آسايش باشد نظير
وَ مَنْ يُهاجِرْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ يَجِدْ فِي الْأَرْضِ مُراغَماً كَثِيراً وَ سَعَةً
نساء / 100 .
مىشود گفت كه « لنبوئنهم » شامل فراخى زندگى و پيروزى در دين هر دو است زيرا غرض مؤمنان از مهاجرت آن بود كه در جامعهاى پر از عدل اسلامى