35 -
وَ قالَ الَّذِينَ أَشْرَكُوا لَوْ شاءَ اللَّهُ ما عَبَدْنا مِنْ دُونِهِ مِنْ شَيْءٍ نَحْنُ وَ لا آباؤُنا وَ لا حَرَّمْنا مِنْ دُونِهِ مِنْ شَيْءٍ
.
اين آيه و دو آيهء بعدى ، نقل ورد شبههاى است كه مشركان داشتند . ناگفته نماند براى خدا دو گونه اراده و دو گونه خواست هست اول ارادهء حتميه كه تخلّف بردار نيست و هر چه خدا بخواهد همان خواهد شد ، دوم ارادهء غير حتميه كه قابل تخلّف از مراد است ، خواست و اراده خدا دربارهء احكام و دستورهاى شرعى غير حتميه است و گرنه انسانها در اعمال خود مجبور خواهند بود ، على هذا مثلا خدا خواسته كه مردم شراب نخورند ولى مىبينيم كه مىخورند و يا خدا اراده فرموده كه مردم عدالت بكنند ولى نمىكنند ، زيرا اينها از ارادههاى غير حتمى خداست اشتباه مشركان در آن بود كه ارادهء خدا را در احكام ، ارادهء حتمى حساب مىكردند و مىگفتند : اينكه ما غير خدا را عبادت مىكنيم و بعضى چيزها را از جانب خود حرام مىدانيم ، خواست و ارادهء خداست ، زيرا اگر خدا مىخواست اين كارها را نمىكرديم پس او اينها را خواسته است و ما در عمل خود بر حقيم .
به نظر مىآيد كه اين گونه مطالب در زمان پيامبران جارى شده و مشركان از آنها استفاده كرده و چنين اشكالى را پيش كشيدهاند و گرنه آن ظاهرا از فهم مشركان بدور بوده است مفعول « شاء » محذوف است و تقدير كلام « لو شاء اللَّه ان نكف عن عبادة غيره ما عبدنا » در ذيل آيه فرموده : گذشتگان مشركان نيز چنين گفتهاند و در آيهء بعدى جواب اشكال بيان شده است .
كَذلِكَ فَعَلَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ فَهَلْ عَلَى الرُّسُلِ إِلَّا الْبَلاغُ الْمُبِينُ
.
يعنى كار گذشتگان نيز چنين بوده آنها هم غير خدا را پرستيدند و از خود چيزهايى را حرام كردند و به وقت تبليغ پيامبران ، گفتند : اگر خدا مىخواست چنين نمىكرديم ولى وظيفه پيامبران آنست كه به اين حرفها اهميت ندهند و دين