تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 436

مساهمون:

ص٤٣٦
خدا را تبليغ كنند ، جمله
فَهَلْ عَلَى الرُّسُلِ
اشاره است به اينكه اين حرف باطل است . 36 -
وَ لَقَدْ بَعَثْنا فِي كُلِّ أُمَّةٍ رَسُولًا أَنِ اعْبُدُوا اللَّهَ وَ اجْتَنِبُوا الطَّاغُوتَ فَمِنْهُمْ مَنْ هَدَى اللَّهُ وَ مِنْهُمْ مَنْ حَقَّتْ عَلَيْهِ الضَّلالَةُ فَسِيرُوا فِي الْأَرْضِ فَانْظُرُوا كَيْفَ كانَ عاقِبَةُ الْمُكَذِّبِينَ
اين آيه جواب اشكال فوق است ، خلاصه آن چنين است : خداوند كسى را به كارى مجبور نساخته و خواست خدا در اينكارها تكوينى و حتمى نيست ، بلكه در هر امت پيامبرى فرستاده و به وسيله او به مردم دستور داده كه خدا را بپرستيد و از عبادت طاغوت بپرهيزيد بدنبال آمدن چنين دستورى ، آنها كه به فكر هدايت بودند خدا هدايتشان كرده و آنها كه حاضر نبودند گمراه شدند ، گمراه شدن آنها مورد خواست خدا نبود تا بگوئيد : خدا چنين خواسته است بلكه
حَقَّتْ عَلَيْهِ الضَّلالَةُ
دليل اين سخن آنست كه در زمين بگرديد و تار و مار شدن مشركان را ببينيد ، اگر خدا مشرك بودن آنها را خواسته بود ديگر معنايى نداشت كه آنها را تار و مار كند و هلاك نمايد « فسيروا » خطاب است به آنهايى كه گفتند :
لَوْ شاءَ اللَّهُ ما عَبَدْنا
. در اين آيه اولا خلاصه اديان بيان شده و آن اطاعت مطلق از خدا در تمام كارهاست اعم از عبادى و غير عبادى ، و اجتناب از اطاعت هر پيشواى متجاوز است ، معبودهاى باطل باشد يا پيشوايان ظالم ، دوم : خدا هدايت را به خودش نسبت داده ولى ضلالت را از آنها دانسته ، يعنى خدا امر به ضلالت و گناه نمىكند ، پس گفتن
لَوْ شاءَ اللَّهُ ما عَبَدْنا
صحيح نيست ، سوم : با
فَسِيرُوا فِي الْأَرْضِ
به ردّ اشكال آنها اشاره شده يعنى اگر خدا امر به شرك و امر به تحريم كرده بود ديگر مشركان را عذاب نمىكرد .