8 -
وَ الْخَيْلَ وَ الْبِغالَ وَ الْحَمِيرَ لِتَرْكَبُوها وَ زِينَةً وَ يَخْلُقُ ما لا تَعْلَمُونَ
رقم ديگر از منافع چهارپايان اهلى است و آن عبارت است از اسبان و استران و الاغها كه براى سوار شدن مىباشند و نيز به زندگى لذت و زينت مىبخشند و خدا چيزهايى خلق مىكند كه ما نمىدانيم و آنها در زندگى ما دخيل هستند ، جصاص از علماء اهل سنت با اين آيه استدلال كرده كه گوشت حيوانهاى سه گانه حرام است كه خدا راجع به خلقت آنها فرموده :
لِتَرْكَبُوها
ولى اين استدلال صحيح نيست ، بنا بر روايات شيعه خوردن گوشت آنها مكروه است « 1 » غرض از آيه منافع اعم و اغلب آنهاست .
در مجمع البيان از صحيح بخارى نقل شده كه اسماء دختر ابو بكر گفته :
در زمان رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله گوشت اسبى را خورديم .
وَ الْخَيْلَ . . .
ظاهرا عطف است بر « الانعام » و تقدير آن « و الخيل و البغال . . . خلقها » و شايد مفعول فعل محذوف باشد يعنى « و خلق الخيل و . . . » 9 -
وَ عَلَى اللَّهِ قَصْدُ السَّبِيلِ وَ مِنْها جائِرٌ وَ لَوْ شاءَ لَهَداكُمْ أَجْمَعِينَ
اين آيه يك نتيجه گيرى از آيات سابق است يعنى چون هدايت مردم به عهدهء خداست لذا اين آيات را به وجود آورده و يادآورى مىكند ، در كلمهها گفته شد كه منظور از قصد السبيل راه معتدل و راه راست است ، يعنى بر عهدهء خداست هدايت به راه راست ، مثل :
إِنَّ عَلَيْنا لَلْهُدى
ليل / 12 ، اين راه معتدل انسان را به سعادت و كمال مطلوب و خدا مىرساند ولى بعضى از راهها از اعتدال منحرف است و انسان را به غايت مطلوب نمىرساند بلكه به شقاوت و عذاب رهنمون مىشود . ولى خدا آن راه را به خود نسبت نمىدهد نظير
هامش
( 1 ) عياشى از امام ( ع ) نقل مىكند :
. . . و ليس لحومها به حرام و لكن الناس عافوها اى كرهوها .