تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 410

مساهمون:

ص٤١٠
عَلى مَنْ يَشاءُ
اشاره به استعداد پيامبران است ، مثل :
اللَّهُ أَعْلَمُ حَيْثُ يَجْعَلُ رِسالَتَهُ
انعام / 124 ، اينكه فقط « انذروا » آمده به علّت وعدهء عذاب است و گرنه پيامبران بشير و نذير هستند ،
لا إِلهَ إِلَّا أَنَا
در رابطه با مشرك بودن مشركان است . 3 -
خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ بِالْحَقِّ تَعالى عَمَّا يُشْرِكُونَ
. اين آيه و آيهء بعدى در رابطه با ارسال پيامبران است كه چون آسمانها و زمين به حق آفريده شده‌اند نه به باطل و بيهوده و آن گاه انسان آفريده شده ، پس بايد پيامبران مبعوث شوند و حكم خدا را بيان دارند خلقت حق ، لازمه‌اش آنست كه باطل را در آن اثر نباشد ، پس آنچه به خدا شريك قرار داده و آنها را شفيع و جاذب خير و دافع شر مىدانند خدا از اين نسبتها برتر است ، زيرا لازمهء آن مؤثر بودن باطل است ( از الميزان )
تَعالَى اللَّهُ عَمَّا يُشْرِكُونَ
. 4 -
خَلَقَ الْإِنْسانَ مِنْ نُطْفَةٍ فَإِذا هُوَ خَصِيمٌ مُبِينٌ
آفريده شدن انسان از نطفه مقتضى آنست كه او تسليم آفرينندهء خويش باشد ولى ناگهان مىبينيم كه در قبول حق و تسليم شدن به خدا ، مخاصمه‌گر و لجوج آشكارى است « فاذا » كه به معنى « ناگهان » است حكايت دارد كه خصيم بودن انسان بر خلاف انتظار و بر خلاف تقاضاى خلقت او است و حكايت از وقاحت او دارد ، در جاى ديگر آمده :
أَ وَ لَمْ يَرَ الْإِنْسانُ أَنَّا خَلَقْناهُ مِنْ نُطْفَةٍ فَإِذا هُوَ خَصِيمٌ مُبِينٌ
يس / 77 در آيه بعدى خصام و جدال او چنين نقل شده كه گويد
. . . وَ نَسِيَ خَلْقَهُ قالَ مَنْ يُحْيِ الْعِظامَ وَ هِيَ رَمِيمٌ
. 5 -
وَ الْأَنْعامَ خَلَقَها لَكُمْ فِيها دِفْءٌ وَ مَنافِعُ وَ مِنْها تَأْكُلُونَ
از اين آيه تا آيهء 19 همه ذكر دلائل توحيد مىباشند كه بعد از آفريدن تدبير و ادارهء جهان نيز در دست خداست ، فقط خداست كه جهان را آفريده و اداره
تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 410 | على اكبر قرشى بنابى