98 و 99 -
فَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ وَ كُنْ مِنَ السَّاجِدِينَ وَ اعْبُدْ رَبَّكَ حَتَّى يَأْتِيَكَ الْيَقِينُ
اين دستورها در رابطه با آنست كه آن حضرت با روى آوردن به خدا و مبدء فيّاض ، خود را آرامش روحى بخشيده و از تنگى دل رهايى يابد و در كار دعوت دلگرم شود . تسبيح در مقابل صفات جلال از قبيل بىنيازى ، پاكى ، علم ، قدرت و نظير آن و حمد در مقابل نعمتهاى خداست ، باء در « به حمد » براى مصاحبت و معيت است ، منظور از ساجدين نمازگزاران است در مجمع البيان آمده هر گاه پيشامدى آن حضرت را محزون مىكرد به نماز بر مىخاست
« كان رسول اللَّه صلى اللَّه عليه و آله اذا احزنه امر فرغ الى الصلاة »
بنا بر اين ، منظور از تسبيح و تحميد ذكر لفظى است .
ظاهرا غرض از
وَ اعْبُدْ رَبَّكَ . . .
بعد از دستور نماز ، ادامه عبوديت تا رسيدن مرگ است ، مراد از « اليقين » چنان كه گفتهاند رسيدن اجل و مرگ است ، در الميزان از در منثور از بخارى نقل شده كه رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله در سر جنازهء عثمان بن مظعون فرمود : يقين به او رسيد . و من براى او خوبى را اميدوارم :
« اما هو فقد جاءه اليقين انى لارجو له الخير »
نكتهها
اقسام دليلهاى معاد : در رابطه با آيهء :
وَ ما خَلَقْنَا السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ وَ ما بَيْنَهُما إِلَّا بِالْحَقِّ وَ إِنَّ السَّاعَةَ لَآتِيَةٌ
در اينجا مناسب است راههايى را كه قرآن مجيد دربارهء معاد بيان داشته است بررسى نمائيم ، آن راهها به قرار ذيل است .
اول : از راه اعجاز و خارق العاده ، مانند جريان حضرت ابراهيم عليه السّلام كه به خدا عرض مىكند :
رَبِّ أَرِنِي كَيْفَ تُحْيِ الْمَوْتى
؟ خدايا به من نشان بده كه