تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 363

مساهمون:

ص٣٦٣
نگارنده هر قدر فكر مىكنم : تكامل را در عقل و تفكر انسان قابل قبول مىدانم و حتمى است ولى تكامل در ساختمان وجود انسانها و حيوانات و روئيدنيها را نمىتوانم قبول كنم ، مىگويند دو تا جمجمه پيدا مىشود يكى از آن ديگرى كاملتر است ، چند تا سنگوارهء پاى اسب پيدا مىشود كه در بعضى جوانه‌هايى به شكل اضافى ديده مىشود ، پس اينها كه فعلا موجود هستند ، تكامل يافتهء آنها مىباشند آيا با تفحص در چند جزيره مىشود اين سخن را همگانى دانست ؟ ! آيا احتمال ندارد كه آنها نسل بخصوصى بوده‌اند كه مانند « دينوسورها » منقرض شده‌اند و اينها نسل بخصوصى هستند و از آنها جدا نشده‌اند ، در توحيد مفصل از امام صادق عليه السّلام نقل شده : كه خداوند ميمون را در شكل انسان آفريده كه براى انسان عبرتى باشد و بداند كه خدا در عقل و ذهن و نطق او را برترى داده است . . . اين كجا و آن نظريه كجا . نظريه ديگر آنست كه : انواع موجودات زنده ، مستقل آفريده شده‌اند ، انسان ، انواع حيوانها ، و انواع نباتات همه بالاستقلال آفريده شده‌اند ، مثلا اول دو تا شتر آفريده شده ، سپس در اثر تناسل تكثير شده‌اند ، اول درخت آفريده شده ، سپس بواسطه هسته و نهال تكثير شده است ، على هذا همه در ابتدا به طور مخصوص كه خدا مىداند به وجود آمده و آن گاه بواسطه تناسل ، نهال ، هسته و بذر ، گسترش يافته‌اند ، انسان نيز به طور انفجار ، همانطور كه عصاى موسى به مار و اژدها مبدل گرديد ، از گل خشكيدهء شكل يافته به وجود آمده است . ناگفته نماند : ظواهر قرآن مجيد و روايات ، نظريه دوم را تأييد مىكند و نزديك به يقين صد در صد است ، حقيقت در پيش خدا از هر قرار باشد به آن تسليم هستيم .