فَلَمَّا زاغُوا أَزاغَ اللَّهُ قُلُوبَهُمْ
صف / 5 ، لفظ « ما » در « بما » مصدريه و تقدير آن « باغوائك اياى » است و باء به معناى سبب است ، مفعول « لازينن » محذوف و تقدير آن « لازينن لهم الباطل » است چنان كه در جاى ديگر آمده :
زَيَّنَ لَهُمُ الشَّيْطانُ أَعْمالَهُمْ
انفال / 48 ، در اين آيه چنان كه ملاحظه مىشود « عباد مخلصين » را استثنا كرده كه راهى بر آنها ندارد ، آنهايى كه خدا براى خود خالص كرده جز خدا از كسى اطاعت نمىكنند ، بعضى آن را به صيغهء فاعل خواندهاند يعنى آنهايى كه خود را براى خدا خالص كردهاند و از غير خدا اطاعت نمىكنند .
به نظر مىآيد كه « الا » استثناء است از اغواء و گرنه تزيين براى عباد مخلصين نيز هست و اللَّه العالم ، در اينجا لازم است سرّ مطلب را در نظر داشته باشيم .
اول : از آيه فهميده مىشود كه فقط عباد مخلصين بندگان حقيقى هستند كه الطاف خدا شامل حالشان شده و جز خدا از كسى پيروى و اطاعت نمىكنند و مصداق :
إِنَّ صَلاتِي وَ نُسُكِي وَ مَحْيايَ وَ مَماتِي لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ
مىباشند ، انعام / 162 .
دوم : جمله
إِلَّا عِبادَكَ مِنْهُمُ الْمُخْلَصِينَ
نشان مىدهد كه شيطان لعنه اللَّه فقط مخلصين را بندگان خدا دانسته نه آنها و همه گناهكاران را ، ولى در آيه بعدى جواب آن را خواهيم خواند .
سوم : جمله
فَبِعِزَّتِكَ لَأُغْوِيَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ
حاكى از استقلال شيطان در اغواء و اضلال است ، گويى خواسته خود را مستقل نشان دهد حال آن كه او به حول قوهاى كه از خدا تفويض شده چنين كارى مىكند نه آنكه مستقل باشد ( استفاده از الميزان ) .
41 و 42 -
قالَ هذا صِراطٌ عَلَيَّ مُسْتَقِيمٌ إِنَّ عِبادِي لَيْسَ لَكَ عَلَيْهِمْ سُلْطانٌ إِلَّا مَنِ اتَّبَعَكَ مِنَ الْغاوِينَ
.