انكار آن حضرت مصداقى از آن كلى است ( استفاده از الميزان ) .
به نظر مىآيد كه اين سخن زبانحال آنان مىباشد نه اينكه به زبان بگويند ، شايد به زبان هم بگويند نظير
حَتَّى إِذا أَدْرَكَهُ الْغَرَقُ قالَ آمَنْتُ أَنَّهُ لا إِلهَ إِلَّا الَّذِي آمَنَتْ بِهِ بَنُوا إِسْرائِيلَ
يونس / 90 ، مراد از
أَقْسَمْتُمْ . . .
ظاهرا ايراد سخن به صورت جازم است ، نه اينكه مشركان قسم بخورند كه هرگز زايل نخواهند شد يعنى : خدا در جواب آنها مىگويد : آيا قسم نخورديد و آيا به طور جزم نگفتيد كه شما در اين نعمت پيوسته خواهيد بود ؟ ، غرض از « من قبل » پيش از آمدن عذاب است ، بعضى از مفسران آيه را به آخرت مربوط دانستهاند ولى اين قابل قبول نيست .
45 -
وَ سَكَنْتُمْ فِي مَساكِنِ الَّذِينَ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ وَ تَبَيَّنَ لَكُمْ كَيْفَ فَعَلْنا بِهِمْ وَ ضَرَبْنا لَكُمُ الْأَمْثالَ
تتمهء جواب خداست كه در مقابل گفته آنها فرموده : شما در خانههاى گذشتگان ستمگر ساكن شديد و دانستهايد كه چطور آنها را تار و مار كرديم ، در سرگذشت عاد و ثمود و قوم لوط و ديگران براى شما عبرتها و موعظهها است .
46 -
وَ قَدْ مَكَرُوا مَكْرَهُمْ وَ عِنْدَ اللَّهِ مَكْرُهُمْ وَ إِنْ كانَ مَكْرُهُمْ لِتَزُولَ مِنْهُ الْجِبالُ
.
يعنى آنها هر مكر و حيلهاى كه داشتند در مبارزه با پيامبران به كار بردند ولى مكرشان پيش خدا محفوظ بود و خدا در مقابل همان مكرها بسزايشان رسانيد .
جملهء
وَ قَدْ مَكَرُوا مَكْرَهُمْ . . .
گفتهاند حال است از « بهم » در آيهء سابق يعنى : دانستيد با آنها چه كرديم در حالى كه همهء مكرشان را كرده بودند . در