شايد علّت تأخير همان مسئلهء مهلت باشد كه خدا ظالمان را در مهلت قرار مىدهد كه اگر به فكر اصلاح بيفتند مجالى داشته باشند و گرنه به حد اشباع از ظلم برسند تا وعدهء عذاب بر آنها حتمى گردد نظير
وَ لا يَحْسَبَنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا أَنَّما نُمْلِي لَهُمْ خَيْرٌ لِأَنْفُسِهِمْ إِنَّما نُمْلِي لَهُمْ لِيَزْدادُوا إِثْماً وَ لَهُمْ عَذابٌ مُهِينٌ
آل عمران / 178 منظور از
تَشْخَصُ فِيهِ الْأَبْصارُ
آنست كه آنها از كثرت هول آن روز چشمشان خيره و باز مىماند و نمىتوانند چشم بر هم نهند و واله و حيران مىمانند .
43 -
مُهْطِعِينَ مُقْنِعِي رُؤُسِهِمْ لا يَرْتَدُّ إِلَيْهِمْ طَرْفُهُمْ وَ أَفْئِدَتُهُمْ هَواءٌ
بيان
تَشْخَصُ فِيهِ الْأَبْصارُ
است يعنى در حالى كه به ذلت نگاه كننده و سربالا گرفتهگانند كه نگاهشان به خودشان بر نمىگردد و فقط به عذاب نگاه مىكنند و قلوبشان از تعقل خالى است و از خود بى خود هستند مانند
وَ تَرَى النَّاسَ سُكارى وَ ما هُمْ بِسُكارى
حج / 2 ( نعوذ باللّه من هول المحشر ) .
44 -
وَ أَنْذِرِ النَّاسَ يَوْمَ يَأْتِيهِمُ الْعَذابُ فَيَقُولُ الَّذِينَ ظَلَمُوا رَبَّنا أَخِّرْنا إِلى أَجَلٍ قَرِيبٍ نُجِبْ دَعْوَتَكَ وَ نَتَّبِعِ الرُّسُلَ أَ وَ لَمْ تَكُونُوا أَقْسَمْتُمْ مِنْ قَبْلُ ما لَكُمْ مِنْ زَوالٍ
دو آيهء گذشته راجع به عذاب آخرت بود ولى اين آيه راجع به عذاب و استيصال در دنيا است و آن گهى در اين عذاب فقط ظالمان گرفتار خواهند شد نه مؤمنان چنان كه فرموده :
فَيَقُولُ الَّذِينَ ظَلَمُوا
اما مؤمنان نجات خواهند يافت زيرا هنگام آمدن عذاب اهل ايمان نجات مىيافتند
ثُمَّ نُنَجِّي رُسُلَنا وَ الَّذِينَ آمَنُوا كَذلِكَ حَقًّا عَلَيْنا نُنْجِ الْمُؤْمِنِينَ
يونس / 103 ، منظور از « الناس » مشركان زمان رسول خدا است على هذا لازم بود كه بگويند : « و نتبع الرسول » چون آن وقت « رسل » نبود ، اين براى آنست كه ملاك در نزول عذاب انكار پيامبران است ،