پيامبر باشيد ، پس در اين دعوت مىخواهيد دين اجداد ما را از ما بگيريد و اگر راست مىگوئيد معجزهاى بياوريد تا ما را به رسالت شما قانع كند ، ظاهرا نظرشان غير از معجزاتى بود كه پيامبران آورده بودند على هذا اين بهانه جويى ديگرى بوده است و شايد لفظ « مبين » اشاره به آن باشد يعنى : اينكه آوردهايد آشكار و قانع كننده نيست ، در آيه 9 خوانديم كه
جاءَتْهُمْ رُسُلُهُمْ بِالْبَيِّناتِ
.
11 -
قالَتْ لَهُمْ رُسُلُهُمْ إِنْ نَحْنُ إِلَّا بَشَرٌ مِثْلُكُمْ وَ لكِنَّ اللَّهَ يَمُنُّ عَلى مَنْ يَشاءُ مِنْ عِبادِهِ وَ ما كانَ لَنا أَنْ نَأْتِيَكُمْ بِسُلْطانٍ إِلَّا بِإِذْنِ اللَّهِ وَ عَلَى اللَّهِ فَلْيَتَوَكَّلِ الْمُؤْمِنُونَ
اين آيه جواب گفته آنهاست كه گفتند : شما مانند ما بشرى هستيد . . .
يعنى درست است كه ما نظير شما بشريم ولى خدا از ميان همين بشرها هر كه را بخواهد بر او منت مىنهد و نبوت عطا مىكند و اين سنت خدايى است ، اما معجزه كه خواستيد آن دست ما نيست آنچه آوردهايم به اذن خدا بوده و اينكه مىخواهيد بايد خدا بياورد ، جملهء
وَ عَلَى اللَّهِ . . .
حاكى است كه در مقابل لجاجت و عذر تراشىهاى شما بايد ما و مومنان بر خدا اعتماد كرده و به كار خود ادامه بدهيم و سست نباشيم و حتى در فرستادن معجزه بر او اعتماد كنيم كه اگر بخواهد مىفرستد .
12 -
وَ ما لَنا أَلَّا نَتَوَكَّلَ عَلَى اللَّهِ وَ قَدْ هَدانا سُبُلَنا وَ لَنَصْبِرَنَّ عَلى ما آذَيْتُمُونا وَ عَلَى اللَّهِ فَلْيَتَوَكَّلِ الْمُتَوَكِّلُونَ
اين آيه استدلال بر توكّل در آيهء سابق است يعنى : خدايى كه ما را به راههاى حق هدايت كرده و راه خود را يافتهايم چرا بر او اعتماد نكنيم ،
وَ لَنَصْبِرَنَّ
نتيجه گيرى از « هدانا » است يعنى چون هدايت يافتهايم و در حق بودن راه خود شكى نداريم على هذا در مقابل فشارى كه بر ما وارد مىكنيد استقامت