را شكر نكند و آن را از خدا نداند و يا از آن به طور صحيح استفاده نكند .
8 -
وَ قالَ مُوسى إِنْ تَكْفُرُوا أَنْتُمْ وَ مَنْ فِي الْأَرْضِ جَمِيعاً فَإِنَّ اللَّهَ لَغَنِيٌّ حَمِيدٌ
.
مراد از « تكفروا » ظاهرا كفران نعمت است ، يعنى : شكرگزارى به نفع شماست و گرنه اگر شما و همه مردم روى زمين نعمتهاى خدا را كفران كند ضررى به خدا نمىرسد چون خدا بىنياز است و در افعالش پسنديده و ستوده است ، موجودات جهان او را مىستايند ، او محمود است خواه كسى او را بستاند يا نستايد .
9 -
أَ لَمْ يَأْتِكُمْ نَبَؤُا الَّذِينَ مِنْ قَبْلِكُمْ قَوْمِ نُوحٍ وَ عادٍ وَ ثَمُودَ وَ الَّذِينَ مِنْ بَعْدِهِمْ لا يَعْلَمُهُمْ إِلَّا اللَّهُ
.
حالات و تار و مار شدن قوم نوح و عاد و ثمود سه مصداق از ايام اللَّه است كه در اثر اصرار در شرك و كفر به هلاكت رسيدند ،
قَوْمِ نُوحٍ . . .
بيان است از « الذين » نصب « ثمود » براى غير منصرف بودن مىباشد علت غير منصرف بودن علميت و عجميت و يا تأنيث است به تأويل قبيله منظور از عاد ، قوم هود و و از ثمود ، قوم صالح مىباشد .
جاءَتْهُمْ رُسُلُهُمْ بِالْبَيِّناتِ فَرَدُّوا أَيْدِيَهُمْ فِي أَفْواهِهِمْ وَ قالُوا إِنَّا كَفَرْنا بِما أُرْسِلْتُمْ بِهِ وَ إِنَّا لَفِي شَكٍّ مِمَّا تَدْعُونَنا إِلَيْهِ مُرِيبٍ
.
اين قسمت از آيه ، جواب مشركان است در مقابل پيامبران . ظاهر آنست كه ضمير « « ايديهم » - « أفواههم » » راجع به « رسل » است و آن كنايه از آنست كه پيامبران را وادار به سكوت كردند كه از تبليغ توحيدى دم فرو بندند ، معنى جمله آن است كه دست پيامبران را به دهانشان برگرداندند و با دستشان دهانهاى آنان را گرفتند : و گفتند : ما به آن دينى كه براى آن آمدهايد كافريم جمله
وَ إِنَّا لَفِي