ببرد ، منظور از
يَأْتِيهِ الْمَوْتُ مِنْ كُلِّ مَكانٍ
آنست كه عوامل مرگ از هر جا به او حملهور مىشوند و هر يك از آن شكنجهها مىتواند او را قالب بى روح كند ولى چون در آنجا مرگ وجود ندارد او نمىميرد ، غرض از
وَ مِنْ وَرائِهِ . . .
حاكى از ادامهء عذاب است « 1 » .
18 -
مَثَلُ الَّذِينَ كَفَرُوا بِرَبِّهِمْ أَعْمالُهُمْ كَرَمادٍ اشْتَدَّتْ بِهِ الرِّيحُ فِي يَوْمٍ عاصِفٍ لا يَقْدِرُونَ مِمَّا كَسَبُوا عَلى شَيْءٍ ذلِكَ هُوَ الضَّلالُ الْبَعِيدُ
به نظر مىآيد اين آيه راجع به دنيا و جواب سؤالى است كه به نظر مىرسد و آن اينكه : اعمال و تلاشهاى كافران چرا آنها را به سعادت نمىرساند در جواب آمده حكايت اعمال و تلاش آنها مانند خاكسترى است در مقابل طوفان شديد ، همانطور كه از آن خاكستر چيزى به دست نمىآيد همچنين از اعمال آنها چيزى كه سبب سعادت شود به دست نمىآيد ، گمراهى دور همان است كه انسان زحمت بكشد و نتيجهاى عايدش نگردد . لفظ « رماد » نشان مىدهد كه آن اعمال شرك آلود از اول سوخته و حبط و خاكستر بود و گرنه مىفرمود « كتراب - كدقيق » ، آن عبارت اخراى
حَبِطَتْ أَعْمالُهُمْ فِي الدُّنْيا . . .
بقره / 217 است در الميزان فرموده : ظاهرا اين آيه از كلام موسى عليه السّلام نيست ، بلكه مانند نتيجهء حاصلشده از آنست .
اشْتَدَّتْ بِهِ الرِّيحُ
يعنى باد بشدت بر آن وزيد « اعمالهم » بدل اشتمال است از « الذين » مانند : « رأيت زيدا ثوبه » .
هامش
( 1 ) به نظر مىآيد : اينها مجسم شده همان غصهها و خونابههايى است كه بر حلق بيچارگان در زندگى دنيا مىريختهاند .