هيچ پيامبرى بدون اذن خدا آيهاى نتواند آورد ، اين كار مربوط به خداست ، براى هر مدت و هر زمان كتابى و شريعتى هست كه به مقتضاى آن زمان ، از طرف خدا نازل مىشود ، على هذا پيامبران گذشته كافى نبودند و در زمان تو قرآن نازل شده است ، تورات وقتى دارد ، انجيل وقتى و قرآن وقتى جمله اخير را مىشود چنين نيز گفت : « لكل كتاب اجل » .
39 -
يَمْحُوا اللَّهُ ما يَشاءُ وَ يُثْبِتُ وَ عِنْدَهُ أُمُّ الْكِتابِ
.
اين آيه در رابطه با
لِكُلِّ أَجَلٍ كِتابٌ
چنين مىشود كه خدا هر حكمى را كه بخواهد مىبرد و هر حكمى را كه بخواند مستقر مىكند ، پايه و اصل شريعتها و كتابها در نزد او است نظير
ما نَنْسَخْ مِنْ آيَةٍ أَوْ نُنْسِها نَأْتِ بِخَيْرٍ مِنْها أَوْ مِثْلِها
بقره / 106 و مثل :
وَ إِذا بَدَّلْنا آيَةً مَكانَ آيَةٍ وَ اللَّهُ أَعْلَمُ بِما يُنَزِّلُ قالُوا إِنَّما أَنْتَ مُفْتَرٍ
/ 101 ، خلاصه آنكه چون زمان و مدت كتابى تمام مىشود ، خداوند آنچه را بخواهد مىبرد و نسخ مىكند و در جاى آن حكم ديگرى وضع مىكند و آنچه را بخواهد مستقر مىكند و نسخ نمىشود ، اما اصل همهء كتابها پيش خداست و لا يتغير است ، نظير :
وَ إِنَّهُ فِي أُمِّ الْكِتابِ لَدَيْنا لَعَلِيٌّ حَكِيمٌ
زخرف / 4 ، الف و لام الكتاب ممكن است استغراق و يا جنس باشد و نيز معلوم مىشود اين محو و اثبات مبتنى بر يك اصل ثابت و لا يتغير پيش خداست و لوح محفوظ است
بَلْ هُوَ قُرْآنٌ مَجِيدٌ فِي لَوْحٍ مَحْفُوظٍ
.
ولى اين آيه در عين حال يك مسئلهء كلى از محو و اثبات را مطرح مىكند كه نسخ شريعتها مصداقى از آن است ، اين مطلب در نكتهها بررسى خواهد شد .
40 -
وَ إِنْ ما نُرِيَنَّكَ بَعْضَ الَّذِي نَعِدُهُمْ أَوْ نَتَوَفَّيَنَّكَ فَإِنَّما عَلَيْكَ الْبَلاغُ وَ عَلَيْنَا الْحِسابُ