تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 255

مساهمون:

ص٢٥٥
آنان است كه در مقام انصاف قرآن را تصديق مىكردند . در الميزان فرموده : الف و لام « الاحزاب » براى عهد است و مراد از آن گروه‌هايى از اهل كتاب هستند كه بعضى از قرآن را مانند مسائل توحيد و نفى تثليث و سائر چيزهايى كه مخالف عقيده‌شان بود انكار مىكردند ، لذا در مقابل آنها فرموده :
قُلْ إِنَّما أُمِرْتُ أَنْ أَعْبُدَ اللَّهَ وَ لا أُشْرِكَ بِهِ إِلَيْهِ أَدْعُوا وَ إِلَيْهِ مَآبِ
يعنى نمىتوانم از مسئلهء توحيد و نفى تثليث دست بردارم ، به خدا دعوت مىكنم زيرا كه بازگشتم به سوى اوست . 37 -
وَ كَذلِكَ أَنْزَلْناهُ حُكْماً عَرَبِيًّا وَ لَئِنِ اتَّبَعْتَ أَهْواءَهُمْ بَعْدَ ما جاءَكَ مِنَ الْعِلْمِ ما لَكَ مِنَ اللَّهِ مِنْ وَلِيٍّ وَ لا واقٍ
لفظ « كذلك » ظاهرا اشاره است به نزول جنس كتاب كه در آيه سابق گذشت يعنى چنان كه در گذشته به پيامبران كتاب فرستاديم همانطور بر تو كتاب نازل كرديم منظور از حكم ، دستور و از عربى ظاهرا روشن و آشكار بودن آنست ، در الميزان عربى را زبان عرب فرموده كه زبان آن حضرت بود به حكم
وَ ما أَرْسَلْنا مِنْ رَسُولٍ إِلَّا بِلِسانِ قَوْمِهِ
ابراهيم / 4 به نظر مىآيد منظور از اهواء ، خواهشهاى مشركان باشد و شايد به مناسبت آيهء سابق ، اهواء اهل كتاب از قبيل تثليث و غيره باشد . فرمان اكيد است به آن حضرت كه در مقابل هر كار غير توحيدى موضعگيرى كند . 38 -
وَ لَقَدْ أَرْسَلْنا رُسُلًا مِنْ قَبْلِكَ وَ جَعَلْنا لَهُمْ أَزْواجاً وَ ذُرِّيَّةً وَ ما كانَ لِرَسُولٍ أَنْ يَأْتِيَ بِآيَةٍ إِلَّا بِإِذْنِ اللَّهِ لِكُلِّ أَجَلٍ كِتابٌ
. اين آيه در رابطه با آنست كه از آن حضرت معجزه مىخواستند در جواب مىفرمايد پيامبران بشر هستند ، همسران و فرزندان دارند ، تو هم مانند آنها هستى