تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 246

مساهمون:

ص٢٤٦
از باب تفسير يأس را در آيه ، علم معنى كرده‌اند در كشاف گويد : گفته‌اند آن لغت قومى از قبيلهء نخع است و گويند معناى علم بر آن تضمين شده است زيرا شخص مأيوس مىداند كه كارش ناشدنى است ، از سحيم بن وثيل نقل شده : اقول لهم بالشعب إذ يأسرونني أ لم تيأسوا انى فارس زهدم . كه « تيأسوا » به معناى « تعلموا » است ، ولى به نظرم قول بر تضمين صحيحتر باشد در مجمع البيان آمده كه على بن ابى طالب و على بن الحسين و جعفر بن محمّد صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم و چند نفر ديگر آن را « ا فلم يتبين » خوانده‌اند ، بهر حال مراد آنست كه مومنان انتظار ايمان همهء كافران را نداشته باشند كه اگر خدا مىخواست بالاجبار چنان مىكرد ولى آن را نخواسته است ، على هذا قارعه‌ها و حوادث ناگوار گاهى به خود كفار مىرسد و گاهى در نزديكى آنها اتفاق مىافتد و نگرانيش از كفار سلب آسايش مىكند ، بدينگونه آنها گرفتار و نگران زندگى مىكنند تا وعدهء حتمى خدا و عذاب او برسد . بايد دانست مراد از قارعه ، گرفتارى و حادثه‌اى است كه سلب آسايش مىكند نه عذاب تار و مار كننده ، زيرا كه آن همان وعدهء بعدى است ، ايضا به نظر مىآيد مراد از قارعه آن باشد كه انسان را به ضعف و ناتوانى خود متوجه مىكند تا به خدا رو آورد و توبه كند چنان كه فرموده :
وَ لَقَدْ أَرْسَلْنا إِلى أُمَمٍ مِنْ قَبْلِكَ فَأَخَذْناهُمْ بِالْبَأْساءِ وَ الضَّرَّاءِ لَعَلَّهُمْ يَتَضَرَّعُونَ
انعام / 42 ، ولى اين گرفتارى در آنها اثرى نخواهد كرد تا وعده خدا برسد .
فَلا يُؤْمِنُوا حَتَّى يَرَوُا الْعَذابَ الْأَلِيمَ
. خاندانهاى منفور پهلوى چنان شدند و از گوشمالهاى خدا متنبه نشدند تا وعدهء حتمى رسيد و تار و مارشان كرد .
تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 246 | على اكبر قرشى بنابى