تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 247

مساهمون:

ص٢٤٧
32 -
وَ لَقَدِ اسْتُهْزِئَ بِرُسُلٍ مِنْ قَبْلِكَ فَأَمْلَيْتُ لِلَّذِينَ كَفَرُوا ثُمَّ أَخَذْتُهُمْ فَكَيْفَ كانَ عِقابِ
اين آيه يك شاهد عينى است به آنچه در آيهء قبلى گفته شد ، كه پيامبران گذشته مورد مسخره واقع شدند ، خدا مدتى مهلتشان داد تا متنبه شوند ولى متنبه نشدند تا وعدهء حتمى خدا رسيد كه
إِنَّ اللَّهَ لا يُخْلِفُ الْمِيعادَ
جملهء
فَكَيْفَ كانَ عِقابِ
حاكى از بزرگى و هولناك بودن عذاب است يعنى چگونه بود عذاب من ، مراد از
لِلَّذِينَ كَفَرُوا
امثال قوم عاد و ثمود هستند ، اين آيه در عين حال تسليتى براى رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم مىباشد . 33 -
أَ فَمَنْ هُوَ قائِمٌ عَلى كُلِّ نَفْسٍ بِما كَسَبَتْ وَ جَعَلُوا لِلَّهِ شُرَكاءَ قُلْ سَمُّوهُمْ أَمْ تُنَبِّئُونَهُ بِما لا يَعْلَمُ فِي الْأَرْضِ أَمْ بِظاهِرٍ مِنَ الْقَوْلِ
اين آيه در رابطه با گذشته است كه گفته شد : خدا هر كه را بخواهد اضلال يا هدايت مىكند و كارها همه راجع به اوست ، در اين آيه مىفرمايد : آيا خدايى كه كار همه را با اعمال آنها تدبير مىكند و مسلط بر همه است ، شريكان دارد ؟ ! ولى اينها به خدا شريكان قرار داده‌اند بگو : آنها را توصيف كنيد كه چگونه شريكند و چگونه با خدا كار جهان را اداره مىكنند ، يا مىگوئيد كه خدا شريك دارد ولى نمىداند ؟ و يا مىگوئيد كه اين گفتهء ما فقط لفظ ظاهرى است و حقيقت ندارد ؟ يعنى : شما در ادعاى شريك براى خدا سه سخن مىتوانيد داشته باشيد اول آنكه بگوئيد : خدا شريكان واقعى دارد كه بايد آنها را توصيف كنيد كه چگونه شريكند و چطور در تدبير جهان با خدا همكارى مىكنند از كجا پيدا شده‌اند و داراى اين مقام گشته‌اند ؟ دوم آنكه بگوئيد : خدا شريكان دارد ولى خودش نمىدادند آيا اينها چه شريكى هستند كه خدا نمىداند ، خدايى كه به همه