تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 244

مساهمون:

ص٢٤٤
چيزى اراده نمىكند مگر آنكه آن شاخه آن را مىدهد « طوبى شجرة فى الجنة اصلها فى دار رسول اللَّه صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم فليس من مومن الا و فى داره غصن من اغصانها لا ينوى فى قلبه شيئا الا آتاه ذلك الغصن . . . « 1 » نظير اين روايات در مجمع البيان برهان و غيره آمده است ، اين مطلب كه روايات عنوان كرده‌اند در جاى خود صحيح است ولى ظاهرا آيه شريفه در صدد بيان آن درخت نيست بلكه منظور از آيه ، زندگى سعادتمند دنياست و اللَّه العالم ، در معناى طوبى ده قول نقل شده كه بيشتر آنها خارج از دلالت لفظ ولى منطبق با آنست . 30 -
كَذلِكَ أَرْسَلْناكَ فِي أُمَّةٍ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِها أُمَمٌ لِتَتْلُوَا عَلَيْهِمُ الَّذِي أَوْحَيْنا إِلَيْكَ وَ هُمْ يَكْفُرُونَ بِالرَّحْمنِ قُلْ هُوَ رَبِّي لا إِلهَ إِلَّا هُوَ عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَ إِلَيْهِ مَتابِ
اين آيه راجع به سنت جارى خدا دربارهء بعثت پيامبران است « كذلك » اشاره به همان سنت جارى است يعنى : چنان كه براى دعوت و براى پياده شدن هدايت و ضلالت ، رسولان را مبعوث كرديم همانطور تو را فرستاديم در ميان امتى كه پيش از آنها امتهايى گذشته است ، آمدن « رحمن » بعوض اللَّه و يا « بنا » ظاهرا براى آنست كه رحمت گستردهء خدا اقتضاء مىكند كه پيامبران مبعوث شوند ، آنها در انكار نبوت تو ، به خداى رحمن كافر مىشوند ، آن گاه فرموده : بگو : او پروردگار من است ، معبود اوست ، اعتماد بر او است ، رجوع به سوى او است ، نقل است كه آيه در صلح حديبيه نازل شد ولى درست نيست ، جريان حديبيه بعد از هجرت ولى سورهء رعد مكى است . 31 -
وَ لَوْ أَنَّ قُرْآناً سُيِّرَتْ بِهِ الْجِبالُ أَوْ قُطِّعَتْ بِهِ الْأَرْضُ أَوْ كُلِّمَ بِهِ الْمَوْتى بَلْ لِلَّهِ الْأَمْرُ جَمِيعاً
هامش
( 1 ) اين چند روايت از تفسير عياشى نقل شده است .
تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 244 | على اكبر قرشى بنابى