چيز دانا است اگر شريكان داشت حتما خودش مىدانست و به شما خبر مىداد ، پس شريكان ندارد .
سوم اينكه بگوئيد : سخن ما كه مىگوئيم خدا را شريكان هست ، فقط لفظ ظاهرى است . و حقيقت ندارد
إِنْ هِيَ إِلَّا أَسْماءٌ سَمَّيْتُمُوها أَنْتُمْ وَ آباؤُكُمْ
نجم / 23 در اين صورت سخن شما حقيقت ندارد و فقط لفظ است ، پس در قول به اينكه خدا شريك دارد محكوم هستيد . لازم است جملات آيه را بررسى كنيم :
أَ - فَمَنْ هُوَ قائِمٌ عَلى كُلِّ نَفْسٍ بِما كَسَبَتْ
يعنى خدا مدبر و كار ساز و قائم به امر همهء انسانهاست و كارهاى آنها را با اعمال خوب و بد كه مىكنند تدبير مىكند و آنها را در دنيا به سعادت يا بدبختى سوق مىدهد و به وسيله اعمال براى آنها بهشت و جهنم آماده مىكند . خبر « أ فمن » محذوف است و از
جَعَلُوا لِلَّهِ شُرَكاءَ
فهميده مىشود ، تقدير آن احتمالا چنين باشد « ا فمن هو قائم على كل نفس . . . فهل يعدله غيره ، فهل يكون له شريك » يعنى خدايى كه مدبر و قيوم همه است ديگر چيزى بر او شريك نمىتواند باشد
قُلْ سَمُّوهُمْ
يعنى توصيف كنيد آنها كه چطور شريكند و از كجا پيدا شدهاند .
أَمْ تُنَبِّئُونَهُ . . .
يعنى يا مىگوئيد كه شريكان هست ولى خدا نمىداند
أَمْ بِظاهِرٍ مِنَ الْقَوْلِ
يعنى : يا خبر مىدهيد بوجود شريك با لفظ ظاهرى و بدون محتوى ، آن گاه در علت شريك قرار دادن فرموده :
بَلْ زُيِّنَ لِلَّذِينَ كَفَرُوا مَكْرُهُمْ وَ صُدُّوا عَنِ السَّبِيلِ وَ مَنْ يُضْلِلِ اللَّهُ فَما لَهُ مِنْ هادٍ
.
هيچ يك از اينها علت جعل شريك براى خدا نيست بلكه علت آنست كه مكرى كه براى اغفال مردم و براى رسيدن باغراض دنيا مىكنند در نظرشان خوب و مزين شده و لذا از راه راست بازداشته شدهاند ، شايد منظور از مكر آن باشد