« و ما الحياة الدنيا فى مقابل الاخرة الا متاع قليل » الميزان دربارهء آيه بيان ديگرى دارد كه ديده شود .
27 -
وَ يَقُولُ الَّذِينَ كَفَرُوا لَوْ لا أُنْزِلَ عَلَيْهِ آيَةٌ مِنْ رَبِّهِ قُلْ إِنَّ اللَّهَ يُضِلُّ مَنْ يَشاءُ وَ يَهْدِي إِلَيْهِ مَنْ أَنابَ
.
كفار اين سخن را از روى بىاعتنايى بقران مىگفتند ، آن گاه مىخواستند عذر آورده و خود را به كنار بكشند و منظورشان آن نبود كه ما واقعا مىخواهيم ايمان بياوريم ولى قرآن ما را قانع نمىكند . اما لازم بود عذرشان بهر تقدير قطع شود ، لذا در جواب آمده : هدايت و ضلالت دست خداست اگر معجزه هم عوض شود به شما سودى نخواهد بخشيد چون خدا فقط كسى را هدايت مىكند كه به سوى او برگردد و به فكر هدايت شدن باشد و به حكم
وَ مَنْ يُضْلِلِ اللَّهُ فَما لَهُ مِنْ هادٍ
آن گاه كه خدا روى علل و عنادتان بخواهد اضلال كند ديگر معجزه اثرى نخواهد داشت . لفظ « يشاء » حاكى از علل ضلالت است و گرنه خدا با كسى غرض ندارد
كَذلِكَ يُضِلُّ اللَّهُ مَنْ هُوَ مُسْرِفٌ مُرْتابٌ
غافر / 34 لفظ « من اناب » نشان مىدهد كه مشيت خدا يك مشيت بدون علت و گزاف نيست و نيز نشان مىدهد كه مراد از « من يشاء » كسى است كه به سوى خدا برنگردد .
28 -
الَّذِينَ آمَنُوا وَ تَطْمَئِنُّ قُلُوبُهُمْ بِذِكْرِ اللَّهِ أَلا بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ
وصف « من اناب » و خبر مبتداى محذوف است و تقدير آن « هم الذين . . . » مىباشد يعنى آنها كه به خدا انابه مىكنند كسانى هستند كه ايمان آوردهاند و قلوبشان با ياد خدا آرام مىگيرد ، آن وقت به طور قاعدهء كلى فرموده : بدانيد كه قلبها با ياد خدا آرام مىگيرند .
« القلوب » گر چه جمع محلى به الف و لام و مفيد عموم است ولى دقت در