مصدر گفته است مانند بشرى و زلفى و در اصل طيبى بوده و آن فقط يك بار در قرآن آمده است .
مأب : اوب : بازگشت . مأب مصدر ميمى به معنى بازگشتن و اسم مكان به معنى محل بازگشت و اسم زمان به معنى زمان بازگشت آيد .
متاب : متاب مانند توب و توبه به معنى رجوع و بازگشتن است ، گفتهاند :
بازگشتن از گناه و عمل گذشته ولى رجوع مطلق صحيح است ( قاموس قرآن ) .
قارعة : قرع : كوبيدن . كوفتن چيزى بر چيزى . « قارعه » : حادثهء كوبنده و خرد كننده .
تحل : حلول در آيه به معنى وارد شدن است .
ميعاد : ميعاد : وعده .
امليت : املاء : اطالهء مدت ملى : مدت طويل . « امليت » : مهلت دادم يعنى مدت آنها را طولانى كردم .
اشق : شق ( بكسر - ش ) : مشقت و رنج « اشق » شديدتر و سختر .
واق : وقى ، وقايه : نگاه داشتن . « واق » : نگاه دارنده ، اصل آن واقى است .
أكل : اكل ( بر وزن عقل ) : خوردن و بر وزن عنق به معنى ميوه و خوردنى است .
عقبى : عقب و عقبى عاقبت .
تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 239
مساهمون: على اكبر قرشى بنابى
ص٢٣٩