انسان خارج است مثلا قرآن مجيد دورانهاى گذشته جهان را مصداق غيب مىداند :
ذلِكَ مِنْ أَنْباءِ الْغَيْبِ نُوحِيهِ إِلَيْكَ
آل عمران / 44 و نيز آنچه در آسمانها و زمين پنهان است مصداق غيب هستند :
أَ لَمْ أَقُلْ لَكُمْ إِنِّي أَعْلَمُ غَيْبَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ
بقره / 32 همچنين آينده مصداق غيب مىباشند :
إِنَّ اللَّهَ عِنْدَهُ عِلْمُ السَّاعَةِ وَ يُنَزِّلُ الْغَيْثَ وَ يَعْلَمُ ما فِي الْأَرْحامِ وَ ما تَدْرِي نَفْسٌ ما ذا تَكْسِبُ غَداً وَ ما تَدْرِي نَفْسٌ بِأَيِّ أَرْضٍ تَمُوتُ . . .
لقمان / 34 .
منظور از « شهادة » هر چيز آشكار و محسوس است ، خلاصه اينكه مسئلهء آشكار و نهان نسبت به ما انسانهاست اما نسبت به خدا همه چيز محسوس و آشكار است
الْكَبِيرُ الْمُتَعالِ
هر دو از اسماء حسنى هستند ، منظور از كبير بزرگى معنوى و احاطه است و از متعال تفوق و تسلّط مىباشد ، يعنى او داناى نهان و آشكار است به علّت آنكه بر همه چيز محيط است و تفوق و برترى دارد .
10 -
سَواءٌ مِنْكُمْ مَنْ أَسَرَّ الْقَوْلَ وَ مَنْ جَهَرَ بِهِ وَ مَنْ هُوَ مُسْتَخْفٍ بِاللَّيْلِ وَ سارِبٌ بِالنَّهارِ
.
اين آيه تكميل مطلب گذشته و براى آن ، نتيجه است يعنى : برابر است در نزد خدا و در علم خدا آنكه از شما سخن را در ضمير خود پنهان دارد و آنكه سخن را با زبان اظهار كند و هر آنكه در شب خود را پنهان كند و يا در روز روشن راه رود همهء اينها را خدا يكسان و آشكار مىداند ، به عبارت ديگر :
اينها معانى اضافى هستند نسبت به انسانها ولى در علم خدا همهء آنها يكسان و محسوس است .
11 -
لَهُ مُعَقِّباتٌ مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ وَ مِنْ خَلْفِهِ يَحْفَظُونَهُ مِنْ أَمْرِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ لا يُغَيِّرُ ما بِقَوْمٍ حَتَّى يُغَيِّرُوا ما بِأَنْفُسِهِمْ وَ إِذا أَرادَ اللَّهُ بِقَوْمٍ سُوْءاً فَلا مَرَدَّ لَهُ وَ ما لَهُمْ مِنْ دُونِهِ مِنْ والٍ