تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 198

مساهمون:

ص١٩٨
آيهء
وَ لَوْ أَنَّ ما فِي الْأَرْضِ مِنْ شَجَرَةٍ أَقْلامٌ وَ الْبَحْرُ يَمُدُّهُ مِنْ بَعْدِهِ سَبْعَةُ أَبْحُرٍ ما نَفِدَتْ كَلِماتُ اللَّهِ
لقمان / 27 موجودات جهان كلمات خدا ناميده شده است ، پس در اين صورت جهان كتاب خداست و در آيات
وَ لا رَطْبٍ وَ لا يابِسٍ إِلَّا فِي كِتابٍ مُبِينٍ
انعام / 59 ،
قالَ الَّذِي عِنْدَهُ عِلْمٌ مِنَ الْكِتابِ أَنَا آتِيكَ بِهِ قَبْلَ أَنْ يَرْتَدَّ إِلَيْكَ طَرْفُكَ
نمل / 40 منظور از كتاب به احتمال نزديك به يقين همان كتاب طبيعت است . 2 -
اللَّهُ الَّذِي رَفَعَ السَّماواتِ بِغَيْرِ عَمَدٍ تَرَوْنَها ثُمَّ اسْتَوى عَلَى الْعَرْشِ وَ سَخَّرَ الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ كُلٌّ يَجْرِي لِأَجَلٍ مُسَمًّى يُدَبِّرُ الْأَمْرَ يُفَصِّلُ الْآياتِ لَعَلَّكُمْ بِلِقاءِ رَبِّكُمْ تُوقِنُونَ
. بنا بر آنچه گفته شد اين آيه گوشه‌اى از نظام طبيعت را بيان مىكند و اين نظام حاكى از توحيد و نفوذ يك مشيت و ربوبيت قوى در جهان است و دقت در آن معاد را نيز روشن مىكند ، على هذا قرآن حق است زيرا كه به چنين توحيد دعوت مىكند ، توحيدى كه جهان گوياى آنست . اكنون مىرسيم به جملات آيه . مراد از سماوات همهء آنها و آنچه بالاتر از زمين است مىباشد ، « ترونها » ظاهرا جمله مستقل و مستأنفه است يعنى خدا آسمانها را بدون ستون برافراشت و شما مىبينيد كه بدون ستون‌اند و شايد آن صفت
بِغَيْرِ عَمَدٍ
بوده باشد يعنى آسمانها را بدون ستونهاى مرئى برافراشت ، در هر دو صورت ، آن سؤال برانگيز است كه كدام اراده و مشيت آنها را چنين كرده است ؟ نظير اين آيه است آيهء :
خَلَقَ السَّماواتِ بِغَيْرِ عَمَدٍ تَرَوْنَها
لقمان / 1 . بنا بر احتمال دوم ، مفهوم آيه آنست كه آنجا ستونهاى نامرئى وجود دارند چنان كه از حضرت رضا عليه السّلام در تفسير عياشى نقل شده : در آنجا ستونهايى است
تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 198 | على اكبر قرشى بنابى