تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 197

مساهمون:

ص١٩٧

شرحها

در اين آيات ابتدا حق بودن قرآن مطرح شده و آن گاه گوشه‌اى از نظم جهان و تنظيم آسمانها و زمين و روئيدن ميوه‌ها بيان گرديده است ، يعنى علت حق بودن قرآن آنست كه مردم را به توحيد و معاد مىخواند ، توحيد و معادى كه كائنات شاهد گوياى آن هستند ، آن وقت تعجب مىكند از كسانى كه معاد را انكار مىكنند و به جاى تسليم شدن خواستار عذاب موعود مىگردند با آنكه عقوبتهاى اقوام و منكران گذشته را دانسته‌اند ، در اين آيات گوشه‌هايى از نظام متقن و پيچيده جهان نقل گرديده است كه در ذيل آيات اشاره خواهيم كرد . 1 -
المر تِلْكَ آياتُ الْكِتابِ وَ الَّذِي أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ الْحَقُّ وَ لكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لا يُؤْمِنُونَ
. اين آيه عنوان و سر خط سورهء مباركه است كه حق بودن قرآن در آن مطرح شده است . راجع به
بِسْمِ اللَّهِ . . .
در سورهء حمد و راجع به « المر » در اول سورهء اعراف سخن گفته شد ، « تلك » اشاره ببعيد و مراد از آن عظمت آيات است به نظر مىآيد : مراد از آيات ، موجودات كونيّه باشد و از « الكتاب » مجموع جهان ، در اين صورت مراد آنست كه آيات قرآن با آيات كون تطابق دارد و معنى چنين مىشود : اين است آيه‌هاى كتاب طبيعت و آنچه بر تو نازل شده حق است و هر دو حكايت از يك توحيد و نظام دارند و ليكن بيشتر مردم نه به آيه‌هاى طبيعت خاضع هستند و نه به آيه‌هاى قرآن احتمال هم دارد كه منظور از « الكتاب » قرآن مجيد باشد ، بنا بر احتمال اول جمله
وَ لكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ . . .
راجع به هر دو قسمت از آيات است . اينكه گفتيم مراد از « الكتاب » مجموعه جهان است مانعى ندارد ، در
تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 197 | على اكبر قرشى بنابى