تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 196

مساهمون:

ص١٩٦
يُغْشِي اللَّيْلَ النَّهارَ
: خدا شب را بروز مىپوشاند . قطع : قطع ( بر وزن عقل ) : بريدن . قطع ( بر وزن شبر ) : تكه و قطعه . جمع آن قطع ( بر وزن عنب ) است يعنى تكه‌ها و قطعه‌ها . متجاورات : جار : همسايه . متجاور : همجوار و نزديك بهم ، جمع آن متجاورات است . اعناب : عنب به انگور و درخت انگور هر دو گفته مىشود ، مراد از آن معناى دوم است . نخيل : نخل : درخت خرما . در واحد و جمع به كار مىرود ، واحد آن نخله است جمع آن نخيل مىباشد ، نخل در اصل به معنى بيختن و الك كردن است . صنوان : صنو : مثل . ابن اثير در نهايه گفته است : صنو به معنى مثل است و اصل آن اين است كه دو خرما از يك ريشه برويند ، بايد دانست كه « صنوان » جمع صنو است و تثنيه نيست ، تثنيهء آن صنوان و صنيان ( بضم و كسر و فتح اول و كسر نون ) است . اكل : ( بر وزن عنق ) : خوردنى ، ميوه ، چنان كه اكل بر وزن عقل به معنى خوردن است . اغلال : غل ( بضم - غ ) : طوقى كه بر گردن زنند « الغل طوق يدخل فى العنق للذل و الالم » جمع آن اغلال است . مثلات : مثله به معنى عقوبت است ، علت اين تسميه ميان عقوبت و عمل جانى نوعى تماثل هست و يا عقوبت قومى بر ديگران عبرت و مثل مىگردد ، جمع آن مثلات است ، مراد از آن عقوبتها و شايد عقوبتهاى شبيه هم است .