تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 174

مساهمون:

ص١٧٤
نبود پيش از آن ذليل باشند لذا يوسف شروع به معرفى خود كرد : 89 -
قالَ هَلْ عَلِمْتُمْ ما فَعَلْتُمْ بِيُوسُفَ وَ أَخِيهِ إِذْ أَنْتُمْ جاهِلُونَ
. مراد از جهل در اينجا ظاهرا بىاعتنايى و كم‌خردى است لفظ
هَلْ عَلِمْتُمْ
و نظير آن را براى يادآورى گذشته گويند ، اين كلام نسبت به آنها در غايت فتوت و جوانمردى القا شده است ، گويند كلمه
أَنْتُمْ جاهِلُونَ
تلقين عذر براى آنها بود كه از مادر گذر آنچه واقع شده از روى جهل بوده است . 90 -
قالُوا أَ إِنَّكَ لَأَنْتَ يُوسُفُ قالَ أَنَا يُوسُفُ وَ هذا أَخِي قَدْ مَنَّ اللَّهُ عَلَيْنا إِنَّهُ مَنْ يَتَّقِ وَ يَصْبِرْ فَإِنَّ اللَّهَ لا يُضِيعُ أَجْرَ الْمُحْسِنِينَ
. از كلمهء يوسف به نظر آوردند كه عزيز ، همان برادرشان يوسف است لذا با دو تأكيد سؤال كردند آيا تو يوسف هستى ؟ او جواب داد كه من يوسف هستم و اين برادر من است ، آن وقت علّت عزت و برترى خود را بيان كرد كه هر كس از گناهان پرهيز كند و بر مصائب در راه خدا خويشتن‌دارى نمايد ، او نيكوكار است ، خدا پاداش نيكوكاران را ضايع نمىكند . اين مقام نتيجهء تقوى و صبر است . 91 -
قالُوا تَاللَّهِ لَقَدْ آثَرَكَ اللَّهُ عَلَيْنا وَ إِنْ كُنَّا لَخاطِئِينَ
. يعنى خدا تو را بر ما برترى داد و ما خطاكار شده‌ايم « ان » مخفف از ثقيله است ، قسم خوردن به خدا ظاهرا براى تأكيد مطلب است . 92 -
قالَ لا تَثْرِيبَ عَلَيْكُمُ الْيَوْمَ يَغْفِرُ اللَّهُ لَكُمْ وَ هُوَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِينَ
يعنى از گذشته‌ها اغماض كرده‌ام ، اكنون ملامتى بر شما نيست ، آرى تربيت توحيدى چنين معجزه‌ها دارد ، گذشت و عفو در مقابل ظلم و تجاوز ، از صفات بندگان مخلص است .