تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 103

مساهمون:

ص١٠٣
مرا محترم داشته ، حاشا كه به ناموس او خيانت كنم كه در اين صورت ظالم خواهم بود و در قاموس خدا ظالمان را رستگارى نيست ، اين در صورتى است كه « انه » راجع به عزيز باشد ولى ظاهرا راجع به « اللَّه » است . زن سرشكسته شد و از اينكه از مقام خود پائين آمده و التماسش از طرف غلام خود پذيرفته نشده احساس خفت و ذلت كرد و بر يوسف تاخت و خواست او را بزند و يا با زور از او كام گيرد ، يوسف خواست مقاومت كند ولى ترجيح داد كه به جاى گلاويز شدن از اطاق خارج شود ، لذا به سوى در دويد ، زن پيراهن يوسف را از عقب گرفت و پيراهنش از عقب پاره شد ، كنار در كه رسيدند ناگاه شوهر زن را در كنار در ، يافتند ، زن براى جبران اين رسوايى شروع به سم‌پاشى كرده و گفت : يوسف قصد تجاوز بر من داشت سزاى اين جوان زندان است يا شكنجهء سختى . يوسف گفت : او از من كام مىخواست ، كار بر شوهر زن مشتبه شد ، مردى از كسان زن در بيان مطلب گفت : اگر پيراهن يوسف از جلو پاره شده بود ، حق با خانم بود كه مىخواسته مقاومت كند به زور پيراهن او را پاره كرده است و اگر از عقب پاره شده باشد حق با يوسف است كه مىخواسته فرار كند ، زن از عقب پيراهن او را گرفته و پاره كرده است ولى ديدند كه پيراهن يوسف از عقب پاره شده است ، معلوم شد تقصير از زن بوده است ، عزيز مصر كه از خنزير صفتان بود از اين كار چندان ناراحت نشد ، فقط به يوسف گفت : اين كار را ناديده بگير و به كسى مگو ، به زن هم گفت : استغفار كن كه گناهكار شده‌اى . 19 -
وَ جاءَتْ سَيَّارَةٌ فَأَرْسَلُوا وارِدَهُمْ فَأَدْلى دَلْوَهُ قالَ يا بُشْرى هذا غُلامٌ وَ أَسَرُّوهُ بِضاعَةً وَ اللَّهُ عَلِيمٌ بِما يَعْمَلُونَ
. فاعل « اسروه » ممكن است سياره باشد و ممكن است آنهايى باشند كه از يافتن
تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 103 | على اكبر قرشى بنابى