كه براى تجارت اختصاص داده مىشود ، طبرسى نيز چنين گفته است ، بضع در اصل به معنى قطع است ، سرمايه مقدارى جدا شده از مال است .
بخس : بخس : ناقص كردن ، كم كردن . و نيز وصف و اسم آيد به معنى ناقص و كم .
مثواه : ثواء : اقامت . مثوى : اقامتگاه . مراد از اكرام اقامتگاه ظاهرا در اختيار قرار دادن منزل عالى است ، شايد مصدر ميمى به معنى اقامت باشد .
اشده : اشد : نيرومندى . در جوامع الجامع فرموده : اشد اجتماع عقل و كمال خلق و نيرو و تميز است اهل لغت آن را از 18 تا سى سالگى گفتهاند .
راودته : رود ( بفتح - ر ) : خواستن و طلب كردن . « راده رودا و ريادا طلبه » اراده از همين ماده است ، ظاهرا تكرار و ادامه در آن ملحوظ است و مراوده به معنى مداوم مىباشد در مجمع البيان فرموده : مراوده خواستن چيزى است با نرمى و مدارا ،
راوَدْتُهُ عَنْ نَفْسِهِ
: خواست از او خود او را يعنى از او خواست كه با وى همبستر شود ، مفاعله ظاهرا براى مبالغه است .
هيت : هيت اسم فعل است به معنى « بيا » ، « هيت لك » : بيا من براى تو هستم اين كلمه فقط يك بار در قرآن آمده است ، در صافى از مجمع البيان از على عليه السّلام هئت با همزه و ضم تاء نقل شده يعنى تهيات لك .
همت به : هم : قصد و اراده ، « همت به » : قصد كرد او را .