مخلصين : بصيغهء اسم مفعول : خالص شدهها . كسانى كه خدا براى خودش خالص و مخصوص كرده است .
الفيا : الفاء : پيدا كردن « الفاه : وجده » ، « الفيا » : پيدا كردند آن دو .
شرحها
در تعقيب ماجراى يوسف در اين آيات آمده : پس از آنكه يوسف در گودال چاه قرار گرفت كاروانى از راه رسيد ، آبدار خود را براى آوردن آب فرستادند ، او چون دلو خود را به چاه كرد ، يوسف به دلو چسبيد ، آبدار وقت بيرون كشيدن دلو ديد كودكى با آن بيرون آمد ، آبدار از ديدن آن شاد شد و گفت :
مژده كه اين غلامى است ، يوسف را به صورت بردهاى ميان متاع خود پنهان كردند و در بازار مصر به پول اندكى فروختند و مىخواستند زود از دست خارج كنند و اعتنايى به زياد بودن قيمت نداشتند .
مردى يوسف را از بازار مصر خريد و به خانه آورد و چون در سيماى او آثار نجابت را ديد به زنش گفت : منزل خوبى براى او مهيا كن و محترمش بدار شايد در آينده براى ما مفيد باشد و ممكن است او را به فرزندى بگزينيم .
بدينسان يوسف از آن گرفتارى و بلا تكليفى نجات يافت و در آن خانه به احترام مىزيست تا تقدير خدا عملى شود ، در آن خانه بود كه به نيرومندى جوانى رسيد و زيبايى بىنظيرش شكوفا گرديد و از جانب خدا علم و حكمت به وى عطا شد .
زيبايى و جوانى يوسف سبب گرديد كه خانم خانه به او عشق ورزد ، روزى درها را بست و خانه را خلوت كرد و يوسف را از راز خود آگاه نمود و از او كام خواست ، يوسف امتناع كرد گفت : پناه بر خدا ، شوهر تو ولى نعمت من است