داد كه اگر پيراهن يوسف از جلو پاره شده باشد ، زن راست مىگويد ، يوسف از دروغگويان است .
27 - و اگر پيراهن يوسف از عقب دريده باشد ، زن دروغ مىگويد و يوسف از راستگويان است .
28 - عزيز چون ديد پيراهن يوسف از عقب پاره شده گفت : اين از حيلهء شما زنان است حيلهء شما بزرگ است .
29 - يوسف از اين كار در گذر ، اى زن تو نيز استغفار كن كه از خطاكاران شدهاى .
كلمهها
سياره : كاروان چنان كه در آيهء 10 گذشت .
واردهم : راغب گويد : ورود در اصل بمعنى قصد آب است سپس در غير آن ( مانند دخول و مشرف شدن به دخول ) به كار مىرود ، على هذا « وارد » در آيه به معنى آبدار و قصد كنندهء آب است
فَأَرْسَلُوا وارِدَهُمْ
يعنى آبدار خود را فرستادند . به قولى « وارد » كسى است كه براى آب آوردن به جلو افتاده است .
ادلى : دلوهم مصدر آمده به معنى وارد كردن دلو بچاه و هم اسم آمده بمعنى ظرف آب كشى ،
فَأَدْلى دَلْوَهُ
به نظر طبرسى يعنى دلو را به چاه فرستاد و به نظر راغب آن را از چاه بيرون كشيد
فَأَدْلى دَلْوَهُ
يعنى دلو خود را بيرون كشيد .
اسروه : سر : نهان ، امر پوشيده . اسرار : پنهان كردن « اسروه » پنهان كردند او را .
بضاعة : بضاعت : سرمايه . جوهرى گويد : بضاعت قسمتى از مال است