185 -
أَ وَ لَمْ يَنْظُرُوا فِي مَلَكُوتِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ ما خَلَقَ اللَّهُ مِنْ شَيْءٍ
.
توبيخ دوّم و استدلال است به اينكه پيامبرشان ديوانه نيست ، چون اگر در حكومت و تدبير آسمانها و زمين و اشياء تفكر كنند ، خواهند ديد پيامبرشان جز آنها را نمىگويد . تفكر در آسمانها و زمين و اشياء ، انسان را به حقيقت آنها واقف مىكند ولى تفكّر در ملكوت و حكومت و تدبير آنها ، انسان را به خدا و توحيد رهنمون مىشود . و به قول الميزان اين انديشه با يقين متلازم است چنان كه از
وَ كَذلِكَ نُرِي إِبْراهِيمَ مَلَكُوتَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ لِيَكُونَ مِنَ الْمُوقِنِينَ
انعام / 75 معلوم مىشود .
وَ ما خَلَقَ اللَّهُ مِنْ شَيْءٍ
عطف است بر سماوات و مفيد عموم است يعنى آيا فكر نكردهاند در حكومت و تدبير اشيايى كه خدا آفريده است .
وَ أَنْ عَسى أَنْ يَكُونَ قَدِ اقْتَرَبَ أَجَلُهُمْ
.
عطف است بر « ملكوت » يعنى آيا فكر نكردهاند در اينكه شايد اجلشان نزديك شده است ، اين بدان علت است كه تفكّر در اينكه شايد به زودى خواهد مرد انسان را از تمرد و عصيان باز دارد
فَبِأَيِّ حَدِيثٍ بَعْدَهُ يُؤْمِنُونَ
لفظ « بعده » راجع به قرآن است ، يعنى اگر به اين قرآن با همهء اين حقائق ايمان نياوردند به كدام كتاب ايمان خواهند آورد ، اين جمله حكايت دارد كه ايمان آوردن آنها مشكل و موجب يأس است چنان كه آيهء بعدى آن را روشن مىكند .
186 -
مَنْ يُضْلِلِ اللَّهُ فَلا هادِيَ لَهُ وَ يَذَرُهُمْ فِي طُغْيانِهِمْ يَعْمَهُونَ
.
اين دو آيه در رابطه با
فَبِأَيِّ حَدِيثٍ . . .
است ، يعنى ايمان نمىآورند كه خدا گمراهشان كرده پس هدايتگرى ندارند ، خدا توفيق را سلب كرده همانطور در طغيانشان كور دل خواهند ماند .