180 -
وَ لِلَّهِ الْأَسْماءُ الْحُسْنى فَادْعُوهُ بِها وَ ذَرُوا الَّذِينَ يُلْحِدُونَ فِي أَسْمائِهِ
.
جلو آمدن « للَّه » و الف و لام در « الاسماء » حاكى است كه همهء نامهاى بهتر از آن خداست ، آنچه از علم و حكم و قدرت و رحمت و غير خدا هست آميخته با نقص و عدم بقا و امثال آن است لذا آنها در انسان حسن هستند نه احسن ولى آنها در خدا به طور كامل و بدون نقص مىباشند و احسن بودن از اين جهت است بهتر بودن اسماء به علّت معانى و حقائق آنهايى كه در ذات بارى هست ، فقط الفاظ اسماء در نظر نيست بلكه آنها فقط آئينه و نشان دهندهء معانى هستند .
فَادْعُوهُ بِها
به نظر الميزان دعوت به طور عبادت و فرمانبرى است مثل :
هُوَ الْحَيُّ لا إِلهَ إِلَّا هُوَ فَادْعُوهُ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ
مومن / 65 كه دعوت همان اخلاص در عبادت است ، در آيهء
وَ مَنْ أَضَلُّ مِمَّنْ يَدْعُوا مِنْ دُونِ اللَّهِ مَنْ لا يَسْتَجِيبُ لَهُ إِلى يَوْمِ الْقِيامَةِ وَ هُمْ عَنْ دُعائِهِمْ غافِلُونَ وَ إِذا حُشِرَ النَّاسُ كانُوا لَهُمْ أَعْداءً وَ كانُوا بِعِبادَتِهِمْ كافِرِينَ
احقاف / 6 ، اتحاد دعا و عبادت كاملا روشن است ، پس
فَادْعُوهُ بِها
يعنى خدا را عبادت كنيد در حالى كه عقيده داريد كه او با معانى اين صفات متصف است و اين حكايت در آن ذات پاك متمركز است .
الحاد و انحراف در نامهاى خدا آن است كه معانى اين صفات را در غير خدا بدانيم مثل مادىها كه نسبت خلقت را به ماده مىدهند و طبيعت بى شعور را خالق مىدانند و مانند مشركان كه خدا را خالق دانسته و بتان خود را معبود و خير رساننده ( نافع ) و دفع كنندهء شر دانستند و مانند ديگران كه طاغوتها را پرستيده و اسباب كنونى را در ادارهء قسمتى از جهان مستقل دانستند .
ولى مردان حق با نداى
أَلا لَهُ الْخَلْقُ وَ الْأَمْرُ
خدا را با اسمايى و صفاتى خواندند و عبادت كردند كه حاكى از تمركز همه كمالات در ذات بارى و عارى بودن آن از همه نقصها و كبودهاست .