تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 40

مساهمون:

ص٤٠
اين آيه در رابطه با پيمانى است كه از بنى اسرائيل دربارهء ايمان به كتاب گرفته شده و به همين تناسب نازل شده است و مىخواهد بگويد : نه تنها از يهود در زمينه ايمان به كتاب عهد گرفته شده ، بلكه ايمان به توحيد پيمانى است كه از همه انسانها در اول خلقت و در آن روز كه هنوز در اين شكل به دنيا نيامده بودند ، گرفته شده است ، اكنون آيه را قطع نظر از روايات و اقوال بررسى مىكنيم . « اخذ » در آيه به معنى گرفتن به طور جدا كردن از چيزى و خارج كردن است مثل چيدن گلى از بوته‌اى كه عبارت اخراج خارج بردن نطفه از انسان باشد ، لفظ « من » در هر دو مورد به علت آمدن « اخذ » است كه در مأخوذ منه بايد « من » باشد . كلمهء
مِنْ ظُهُورِهِمْ
بدل است از
مِنْ بَنِي آدَمَ
و تقدير آن چنين است « و اذا اخذ ربك ذرية بنى آدم من ظهورهم » ، يعنى آن گاه كه خداى تو فرزندان بنى آدم را از پشت پدران گرفت و جدا كرد . مىدانيم كه از اول خلقت خدا انسانهاى بى شمارى را از صلب پدران گرفته و جدا كرده و در آينده تا قيامت چنين خواهد كرد ، حال آنكه لفظ « اخذ » به صورت ماضى حاكى است كه اين كار شده و گذشته است ، ناگفته نماند : مسئلهء زمان ، گذشته و آينده ، شده‌ها و آنچه در آينده خواهد شد ، نسبت به ما انسانها است كه در مسير زمان قرار گرفته‌ايم اما نسبت به خدا گذشته و آينده وجود ندارد و آنچه نسبت به ما در آينده خواهد شد نسبت به خدا يك چيز موجود است على هذا اين حكم دربارهء آيندگان نيز صادق است كه آنها نسبت به خدا « آمده » و « شده » اند . پس از اين مطلب در جملهء بعدى مىفرمايد :
وَ أَشْهَدَهُمْ عَلى أَنْفُسِهِمْ أَ لَسْتُ بِرَبِّكُمْ قالُوا بَلى شَهِدْنا
يعنى خودشان را بر خودشان گواه گرفت و گفت : آيا