تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 38

مساهمون:

ص٣٨
و آمرزيده مىشويم و گرنه بجمله
وَ إِنْ يَأْتِهِمْ عَرَضٌ مِثْلُهُ يَأْخُذُوهُ
جايى نمىماند بلكه عقيده‌شان آن بود كه اين گناه حتما بازخواستى ندارد نظير
لَيْسَ عَلَيْنا فِي الْأُمِّيِّينَ سَبِيلٌ
آل عمران / 75 و نظير
وَ قالُوا لَنْ تَمَسَّنَا النَّارُ إِلَّا أَيَّاماً مَعْدُودَةً
بقره / 80 كه گذشت لذا در جواب آن آمده : اين افتراء است بر خدا . جملهء :
وَ إِنْ يَأْتِهِمْ عَرَضٌ مِثْلُهُ يَأْخُذُوهُ
حاكى از تداوم دنيا پرستى است و اينكه
سَيُغْفَرُ لَنا
در مقام توبه نيست .
أَ لَمْ يُؤْخَذْ عَلَيْهِمْ مِيثاقُ الْكِتابِ أَنْ لا يَقُولُوا عَلَى اللَّهِ إِلَّا الْحَقَّ
جواب
سَيُغْفَرُ لَنا
است يعنى از اينها پيمان گرفته شده كه فقط حق را به خدا نسبت دهند با وجود آن ، غفران حتمى و عدم مسئوليت در مقابل ظلم را ، به خدا نسبت مىدهند .
وَ دَرَسُوا ما فِيهِ وَ الدَّارُ الْآخِرَةُ خَيْرٌ لِلَّذِينَ يَتَّقُونَ أَ فَلا تَعْقِلُونَ
ظاهرا هر دو واو براى حال است يعنى حال آنكه آنها حكم كتاب را خوانده و مىدانستند كه نبايد به خدا جز حق را نسبت بدهند و حال آنكه آخرت براى اهل تقوى بهتر است لازم بود اهل تقوى شده و ناحق را به خدا نسبت ندهند ، آن گاه ظاهرا دربارهء جملهء اخير همهء مردم اعم از يهود و غير يهود به لفظ
أَ فَلا تَعْقِلُونَ
مخاطب شده‌اند ، بنا بر قرائتى ، آن « يعقلون » با « ياء » است . 170 -
وَ الَّذِينَ يُمَسِّكُونَ بِالْكِتابِ وَ أَقامُوا الصَّلاةَ إِنَّا لا نُضِيعُ أَجْرَ الْمُصْلِحِينَ
. اين آيه در وهله اول يك مطلب مستقل است ، اشاره به صلوة از ميان سائر احكام براى اهميت آنست ، زيرا نماز همچون روحى است در هيكل همه اديان آسمانى ، چنگ زدن به كتاب الهى كه قوانين و نظامات طبيعت را بيان مىكند و ارتباط با خدا ، انسان را اصلاحگر جامعه مىكند ، خدا پاداش اصلاحگران
تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 38 | على اكبر قرشى بنابى