پروردگار شما نيستم ؟ گفتند : بلى پروردگار مايى .
در اينجا هم مسأله ، عمومى و در حق همهء انسانها است ، حتى انسانهايى كه هنوز به دنيا نيامدهاند ، علت اين عموم شايد همانست كه گفته شد : نسبت به خدا گذشته و آينده وجود ندارد ، آيا كلام
أَ لَسْتُ بِرَبِّكُمْ
و جواب
بَلى شَهِدْنا
به زبان قال بوده يا به زبان حال ؟ هر چه هست ظاهرا هر دو به يكسان بوده است ، در اينجا دو مطلب هست :
يكى اينكه : خدا انسانها را در عالم سلول بودن خطاب كرده و آنها را به ربوبيت خود و مصنوع بودن خودشان متوجه كرده و آنها با شعورى كه داشتند در جواب
أَ لَسْتُ بِرَبِّكُمْ
جواب
بَلى شَهِدْنا
دادهاند ، با در نظر گرفتن آنكه همه چيز نسبت به خدا درك و شعور دارند و خدا فرموده :
وَ إِنْ مِنْ شَيْءٍ إِلَّا يُسَبِّحُ بِحَمْدِهِ وَ لكِنْ لا تَفْقَهُونَ تَسْبِيحَهُمْ
اسراء / 44 و با در نظر گرفتن آنكه گذشته و آينده نسبت به خدا يكى است و يا اينكه براى انسانها يك عالمى قبل از اين عالم بوده و در آن همهء انسانهايى كه در طول زمان به وجود خواهند آمد موجود بوده و وجود جمعى داشتهاند و اين قضيه ميان خدا و بندگان واقع شده است ، چنان كه الميزان رأى به وجود عالمى قبل از اين عالم داده است .
ديگرى آنكه اين آيه يك واقعيت طبيعى را به اين صورت نقل و مجسم مىكند و آن اينكه انسانها طورى آفريده مىشوند كه ذات آنها از ابتداى خلقت ، دلالت بر توحيد و مصنوع بودن خودشان دارد نظير آيهء
فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنِيفاً فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْها . . .
روم / 30 كه خدا مخلوق را بر فطرت توحيد آفريده و توحيد را با ذات آنها عجين كرده است و مانند حديثى كه از امام باقر عليه السّلام از رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله نقل شده : هر مولودى بر فطرت آفريده مىشود يعنى بر معرفت و دانايى كه خدا خالق او است و در همان حديث آمده :
فطرهم على