را تباه نمىكند .
آرى : اصلاح جامعه جز با تمسك به دين فطرت ميسر نيست ، هيچ مخلوقى نمىتواند مثل خالق كه آفرينندهء جهان است ، راههاى اصلاح جامعه را نشان بدهد ، فقط كسى مصلح است كه به كتاب خدا چنگ زند و به وسيله نماز با خدا ارتباط داشته باشد .
در وهله دوم ، اين آيه استثنايى است نسبت به آيه سابق ، يعنى از اسلاف آنها آنان كه به كتاب خدا چنگ زده و نماز خواندند مصلح بودند ، اجرشان پيش خداست . على هذا مراد از كتاب ، تورات يا انجيل و از نماز ، نماز آنهاست .
171 -
وَ إِذْ نَتَقْنَا الْجَبَلَ فَوْقَهُمْ كَأَنَّهُ ظُلَّةٌ وَ ظَنُّوا أَنَّهُ واقِعٌ بِهِمْ خُذُوا ما آتَيْناكُمْ بِقُوَّةٍ وَ اذْكُرُوا ما فِيهِ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ
.
اين همان آيه 63 از سورهء بقره است كه گذشت و در آنجا به جاى جبل « الطور » آمده است و آن يكى از معجزات موسى در بيابان سينا بود ، از امام صادق صلوات اللَّه عليه نقل شده : چون تورات نازل شد آن را قبول نكردند ، خدا كوه را بالاى سر آنها بلند كرد ، موسى گفت : اگر قبول نكنيد كوه بر شما خواهد افتاد ، در نتيجه ، آن را قبول كردند .
آيه روشن مىكند كه كوه بر آنها همچون سايبانى شده بود ، به نظر مىآيد : آمدن اين آيه در اينجا راجع به جمله
أَ لَمْ يُؤْخَذْ عَلَيْهِمْ مِيثاقُ الْكِتابِ . . .
در آيه سابق است يعنى اين پيمان كه به كتاب خدا پاى بند باشند از اسلافشان نيز گرفته شده بود .
172 -
وَ إِذْ أَخَذَ رَبُّكَ مِنْ بَنِي آدَمَ مِنْ ظُهُورِهِمْ ذُرِّيَّتَهُمْ وَ أَشْهَدَهُمْ عَلى أَنْفُسِهِمْ أَ لَسْتُ بِرَبِّكُمْ قالُوا بَلى شَهِدْنا
« 1 » .
هامش
( 1 ) گويند : اين آيه يكى از آياتى است كه دلالت دارد كه خداشناسى ، فطرى انسان است مانندفَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنِيفاً فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْهاروم / 22 .