تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 325

مساهمون:

ص٣٢٥
اتَّبَعُوهُ فِي ساعَةِ الْعُسْرَةِ مِنْ بَعْدِ ما كادَ يَزِيغُ قُلُوبُ فَرِيقٍ مِنْهُمْ ثُمَّ تابَ عَلَيْهِمْ إِنَّهُ بِهِمْ رَؤُفٌ رَحِيمٌ
. ساعة مقدارى از زمان را گويند ، منظور از زمان عسرت و سختى زمانى است كه زندگى در آن بسبب بعضى از عوامل تنگ باشد مانند عطش ، گرسنگى قحطى و مانند آن منظور از آن مسافرت تبوك است كه مهاجرين و انصار با آن همه سختى و كمى آذوقه و حرارت هوا و نبودن مركوب كه حتى ده نفر به نوبت بيك شتر سوار مىشدند و يك عدد خرما را به ترتيب در دهان مىگذاشتند ، آن سفر جنگى را انجام دادند . در اين آيه در هيچ يك از دو « تاب » گناه مطرح نشده است بلكه مراد از توبهء خدا فقط توجه و مورد رحمت و عنايت قرار دادن است ، پس توبه و توجه بر پيغمبر و مهاجرين و انصار براى آنست كه آن حضرت به چنان سفر سختى تن در داد و يارانش از وى پيروى كردند . « ثم تاب » ادامهء توجه و عنايت خداست كه بدون دغدغه سفر را تمام كردند به نظر الميزان
ثُمَّ تابَ
تفصيل « تاب » اول است ، آمدن
رَؤُفٌ رَحِيمٌ
به نظرم براى آنست كه قطع نظر از رحمت عمومى ، در اينجا رأفت يعنى اشدّ رحمت يا رحمت به مبتلا نيز در جريان بوده است . 118 -
وَ عَلَى الثَّلاثَةِ الَّذِينَ خُلِّفُوا حَتَّى إِذا ضاقَتْ عَلَيْهِمُ الْأَرْضُ بِما رَحُبَتْ وَ ضاقَتْ عَلَيْهِمْ أَنْفُسُهُمْ وَ ظَنُّوا أَنْ لا مَلْجَأَ مِنَ اللَّهِ إِلَّا إِلَيْهِ ثُمَّ تابَ عَلَيْهِمْ لِيَتُوبُوا إِنَّ اللَّهَ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحِيمُ
. كلمهء
عَلَى الثَّلاثَةِ
عطف است بر
عَلَى النَّبِيِّ
يعنى : خدا توبه كرد بر - پيغمبر و مهاجرين و انصار و بر آن سه نفر كه ماندند و به جهاد نرفتند ، مجهول آمدن « خلفوا » براى آنست كه بعضى از عوامل مانند سهل انگارى و غيره سبب ماندن آنها شده و ذكرش صلاح نبوده است .