منظور از سه نفر چنان كه در تفسير عيّاشى و مجمع البيان آمده كعب بن مالك و مرارة بن ربيع و هلال بن اميه است كه از جنگ تبوك تخلّف كردند ولى نه از روى نفاق بلكه از روى سستى و سهلانگارى ، غرض از
ضاقَتْ عَلَيْهِمُ الْأَرْضُ
آن بود كه رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله ملاقات و سخن گفتن با آنها را منع كرد ، همه از آنها دور شدند ، منظور از
وَ ضاقَتْ عَلَيْهِمْ أَنْفُسُهُمْ
آنست كه در دل احساس تنگى كردند و ديدند زمين و زمان بر آنها بسته است و پر از اندوه شدند و دانستند پناهگاهى جز خدا نيست ، چارهء اين درد فقط در نزد اوست ، تفصيل اين قصه در نكتهها خواهد آمد در اينجا چند مطلب هست :
اول توبهء بنده پيوسته در وسط دو توبهء خدا واقع مىشود يعنى : اول خدا ببندهء گناهكار توبه مىكند و او را مورد عنايت قرار مىدهد و در وجود او حالت انابه به وجود مىآورد آن گاه بنده توبه مىكند و سپس خدا توبهء او را مىپذيرد ، على هذا مراد از « تاب
عَلَى الثَّلاثَةِ الَّذِينَ خُلِّفُوا . . .
و از
ثُمَّ تابَ عَلَيْهِمْ
همان توبه اول از خداست . منظور از « ليتوبوا » توبهء بنده و از « تواب رحيم » توبه پذيرى خدا و توبهء دوم خداست . ( از الميزان ) على هذا توبهء اولى خدا نسبت به آنها مانند توبهء خداست نسبت به رسول خدا و مهاجرين و انصار .
دوم :
ثُمَّ تابَ عَلَيْهِمْ
ظاهرا تفصيل توبهء اول است جملهء :
إِنَّ اللَّهَ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحِيمُ
دليل پذيرفتن « ليتوبوا » است .
سوم : در الميزان فرموده آمده آيهء
لَقَدْ تابَ اللَّهُ عَلَى النَّبِيِّ . . .
براى اين آيه است كه توبهها شامل همه باشد و آنها كه گناه و سپس توبه كردند كاملا مشخص نشوند و گرنه توبهء خدا در آيهء اول فقط عنايت و در آيه دوم مقابل گناه است و اگر جريان دوم نبود آمدن آيهء اول چندان موضوعيت نداشت .
119 -
يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَ كُونُوا مَعَ الصَّادِقِينَ
.