تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 323

مساهمون:

ص٣٢٣
دانستن اينكه فلان مشرك اهل جهنم است در صورتى است كه او در حال شرك بميرد و تا نمرده چون مكان توبه هست يقين به اهل جهنم بودنش نيست . آمدن ذا قربى براى آنست كه قرابت ، انسان را وادار مىكند كه به خويشاوند مشرك مغفرت بخواهد ولى مقتضاى ايمان آنست كه چنين كارى نكند . بهر حال مضمون اين آيه آنست كه : وقتى كه كسى مشرك از دنيا رفت پيغمبر و مؤمنان را نرسد كه از خدا براى او مغفرت بخواهند ، زيرا عذاب خدا بر چنين كسى حتمى شده ، استغفار فائده‌اى به حال او نخواهد داشت ، از اينجا معلوم مىشود كه مسلمانان مىخواستند چنين بكنند . 114 -
وَ ما كانَ اسْتِغْفارُ إِبْراهِيمَ لِأَبِيهِ إِلَّا عَنْ مَوْعِدَةٍ وَعَدَها إِيَّاهُ فَلَمَّا تَبَيَّنَ لَهُ أَنَّهُ عَدُوٌّ لِلَّهِ تَبَرَّأَ مِنْهُ إِنَّ إِبْراهِيمَ لَأَوَّاهٌ حَلِيمٌ
. اگر در اينجا « تبين » را بواسطهء مرگ « آزر » بدانيم و بگوئيم : دشمن خدا بودن « آزر » آن گاه بر ابراهيم حتمى شد كه « آزر » مشرك از دنيا رفت ، آن وقت اين آيه يك دفع دخل است و خلاصهء دو آيه چنين مىشود : پيغمبر و مؤمنان نبايد پس از مرگ مشركان براى آنها استغفار كنند ، ابراهيم نيز روى وعدهء خود تا آزر زنده بود براى او استغفار كرد اما پس از مرگ از او بيزارى جست و براى او استغفار نكرد . در تفسير مجمع البيان و المنار و ابن كثير از ابن عباس نقل شده : ابراهيم عليه السّلام پيوسته براى آزر استغفار مىكرد تا بمرد و چون در حال شرك از دنيا رفت بر ابراهيم حتمى شد كه او دشمن خداست آن وقت از او بيزارى نمود ، در روايت عياشى هست : « قال لما مات تبين انه عدو للَّه فلم يستغفر له » على هذا استغفار براى مشرك تا زنده است جايز است كه بگوئيم : خدايا هدايتش كن و بيامرز ، اما پس از مردن جايز نيست ، اين مطلب را در قاموس قرآن « آزر » بطور تفصيل